« فرنگيها بسيج شدند و گرد آمدند و پادشاهشان ، دون پدرو ، به طليطله رفت و بر مرجعشان موسوم به پاپ وارد گرديد . او با سجده و تضرع از پاپ خواستار ريشهكن ساختن مسلمانان در اندلس گرديد و عزمش را استوار ساخت . در پى آن مسلمانان غرناطه و ديگر شهرها سرآسيمه شدند و درصدد برآمدند تا از ابوسعيد مَرينى حاكم فاس تقاضاى كمك كنند . آنان پيكى را اعزام داشتند ، اما اين دارو شفابخش نبود . آنگاه به بزرگترين داروها يعنى پناه بردن به خداوند بازگشتند و نيّتهايشان را پاك كردند . فرنگيها با جمعيتى بيرون از شمار به حركت درآمدند . پس آن خدايى كه جز او يارى كنندهاى نيست شكست امّتهاى مسيحى را مقدر ساخت و طاغوتشان دون پدرو و همراهانش به قتل رسيدند . پيروزى بزرگى حاصل شد و روزى بود فراموشناشدنى » .
( نفح الطيب - المقرى - 1 / 449 - 450 )
7
نبرد در غرناطه
ميان دون پدرو و ابوالوليد ابن احمر
( 719 ه / 1319 م )
1 . اوضاع در جبههء مسلمانان
2 . نبرد در الحمرا
3 . بازپسگيرى و استوارسازى كوه فتح
4 . پادشاهان بنى احمر
5 . آخرين روزهاى غرناطه
6 . پيمان صلح
7 . درسها
الف . نتايج سياسى
ب . درسهاى نظامى