الف - منظر آيات
1 - « وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتى بارَكْنا فيها قُرًى ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِىَ وَ ايّاماً آمِنِينَ » ( سبأ : 18 ) و ميان ايشان ( مردم ) و آبادىهاى بركت يافته ، آبادىهاى آشكارا قرار داديم و سير در آنها را حتم و معيّنكرديم ( و به آنهاگفتيم : ) شبها و روزها در اين آبادىها با ايمنى ( كامل ) سفركنيد ! در چندين روايت « 1 » ، امامان ( ع ) « قراى ظاهره » را دانشمندان و عالمان دينى دانستهاند كه ميان مردم و « قراى مباركه » يعنى معصومين ( ع ) قرار دارند و مردمان را با ارشادها و راهنمايىهاى خويش به « قراى مباركه » مىرسانند و مردم از حركت در اين مسير در هر شرايطى احساس امنيّت مىكنند . 2 - « فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لَيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعُوا الَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ( توبه : 122 ) چرا از هر گروهى از آنان ( مؤمنان ) طايفهاى كوچ نمىكند تا در دين ( و معارف و احكام اسلام ) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را بيم دهند ؟ ! شايد ( از مخالفت فرمان پروردگار ) بترسند و خوددارى كنند . منظور از تفقّه در دين ، فراگيرى همهء معارف و احكام اسلام ، اعم از اصول و فروع است . بنابراين آيهء ياد شده دليل روشنى است بر اين كه همواره گروهى از مسلمانان بهعنوان انجام يك واجب كفايى بايد به تحصيل علم و دانش در زمينهء تمام مسائل اسلامى بپردازند و پس از فراغت از تحصيل به ارشاد و هدايت مردم همّت گمارند .
ب - منظر روايات :
1 - « تَفَقَّهْ فِى الدّينِ فَانَّ الْفُقَهاءَ وَرَثَةُ الْانْبِياءِ » « 2 » در دين تفقّه كن ! زيرا فقيهان ، وارثان پيامبرانند .