تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

بود . به مستمندان عنايت خاص داشت ، حتى به هنگام اقامهء نماز جماعت ، خود در ميان صفهاى نمازگزاران مىگشت و كمكهاى مردمى را براى نيازمندان جمع مىكرد . « 1 » وى با همهء مشاغل و تلاشهاى فراوان روزانه‌اى كه داشت براى تهجّد و شب‌زنده‌دارى اهميت زيادى قائل بود و نماز شبش ترك نمىشد و ديگران را نيز به مواظبت بر اين كار تشويق مىكرد . « 2 » آيةاللَّه كاشف‌الغطاء هر شب پس از فراغت از كارهاى روزانه به محاسبهء نفس خويش مىپرداخت و در اوج عظمت مرجعيّت عامّه گذشتهء خويش را به ياد مىآورد و خطاب به نفس خود مىگفت : در كوچكى تو را « جُعَيْفِرْ » ( جعفر كوچولو ) مىگفتند ، سپس « جعفر » شدى ، و پس از آن « شيخ جعفر » و سپس « شيخ على الاطلاق » ناميده شدى . پس تا كى خدا را نافرمانى مىكنى و شكر اين نعمت را بجا نمىآورى ؟ « 3 »

مبارزات فرهنگى و سياسى

الف - در برابر اخباريها

در پرتو مبارزات آيةاللَّه وحيد بهبهانى بساط اخباريها از بهبهان ، نجف و كربلا برچيده‌شد و آنان ناچار شدند به نقاط ديگرى پراكنده شوند . ميرزا محمّد اخبارى ، رئيس اخباريها به ايران آمد و با توسل به نيرنگ در دربار فتحعلى شاه نفوذ كرد و حمايت او را به سوى خود جلب نمود . كاشف‌الغطاء با آگاهى از اين جريان ، در نخستين اقدام كتابى تحت عنوان « كشف‌الغطاء عن معايب ميرزامحمد عدوّ العلماء » در ردّ مسلك اخبارىگرى نوشت و آن را براى شاه ايران فرستاد و در گام ديگر خود راهى ايران شد و كارى كرد كه فتحعلى
هامش
( 1 ) - قصص العلماء ، تنكابنى ، ص 193 .
( 2 ) - همان ، ص 185 و 193 .
( 3 ) - اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 101 .