آسمان فقاهت و اجتهاد چون خورشيدى تابناك درخشيدند و هزاران نفر از نور علم و دانش آنان بهره بردند . اين بعد از فعّاليّت علّامه بهبهانى آن چنان چشمگير بود كه ملقب به « استاد الكلّ فى الْكلّ » گرديد . علّامه مامقانى مىنويسد : وحيد كسى است كه همه دانشمندان به استادىاش معترفند . در مكتب وى شاگردانى تربيت يافتند كه هر كدام نادرهء دوران خود بودند مانند : علّامه بحرالعلوم ، شيخ جعفر ( كاشف الغطاء ) ، صاحب رياض ، فاضل قمى ، سيد محسن كاظمى ، شيخ محمد يونس ، شيخ حسين نجفى و جز آنان . « 1 »
مهاجرت به بهبهان
علّامه وحيد بهبهانى مبارزه رسمى خود را با افكار و جريانهاى منحرف در جامعه شيعى با مهاجرت خود به بهبهان آغاز كرد . « 2 » پيش از هجرت آيةاللَّه وحيد بهبهانى به بهبهان ، شيخ عبداللَّه بن حاج صالح سماهيجى بحرينى كه از سران و بزرگان علماى اخبارى بود ، پس از استيلاى خوارج به بحرين با جمعى ديگر از علماى اخبارى و نيز شاگردانش به بهبهان آمد و به نشر و تبليغ آيين اخبارىگرى « 3 » پرداخت و چون عالمى برجسته و معروف بود جمعى از خواص و
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 85 .
( 2 ) - هر چند علت هجرت آيةاللَّه بهبهانى به بهبهان بطور دقيق روشن نيست ولى به احتمال زياد اين سفر به انگيزهء مبارزه با مسلك اخبارىگرى كه توسط شيخ عبداللَّه سماهيجى بحرينى و جمعى از شاگردانش در اين خطّه ترويج مىشد ، صورت گرفتهاست . براى آگاهى بيشتر از اين موضوع رجوع كنيد به لؤلؤة البحرين ، ص 96 و وحيد بهبهانى ، ص 112 .
( 3 ) - مسلك اخبارى : روش و مسلكى است در مقابل مسلك اصولى و اجتهادى . سردمداران اين مسلك ، معتقدند براى استنباطاحكام اسلامى مىبايد تنها به سنّت يعنى اخبار و احاديث رسيده از پيامبر و امامان عليهمالسلام مراجعه كرد و مراجعه به قرآن ( براى غير پيامبر و امام ) و نيز اجماع و عقل را - كه از نظر اصوليين سه منبع فقه و استنباط احكام در كنار سنت هستند - جايز نمىدانند . نتيجهء اين اعتقاد ، انكار اصل اجتهاد در مسائل اسلامى است . زيرا اجتهاد عبارت است از منتهاى كوشش و فهم عميق ؛ بديهى است چنين فهمى بدون بهرهگيرى از عقل و اعمال نظر امكانپذير نيست .
اخباريين معتقدند مردم - بدون وساطت مجتهدان - بايد مستقيماً به اخبار و احاديث مراجعه كنند و وظيفه عملى خود را دريابند آنگونه كه عموم مردم به رسالههاى عمليه مجتهدان مراجعه مىكنند .
سردمدار اين مسلك فردى است به نام « امين استر آبادى » كه اصالتاً ايرانى است ولى در حجاز زندگى مىكرد و از نظر زمانى مقارن بود با ظهور سلسله صفويه در ايران ( ر . ك : آشنايى با علوم اسلامى « اصولفقه ، فقه » ص 12 - 13 ) .