اخلاق و رفتار آيةاللَّه بهبهانى
علّامه وحيد بهبهانى بسيار ساده و فقيرانه زندگى مىكرد و به متاع و مظاهر دنيوى اعتنايى نداشت . لباسش در بيشتر مواقع از همان كرباسى بود كه همسرش با دست خود مىبافت . « 1 » داراى عزّت نفس و طبعى بلند بود و به راحتى از كسى هديه نمىپذيرفت و به زندگى ساده و بىآلايش طلبگى قانع بود . براى علما و فقيهان احترامى خاص قائل بود و همواره از آنان به نيكى و عظمت ياد مىكرد و در پاسخ اين پرسش كه چگونه استاد كلّ شدى ، گفت : « . . . هيچگاه از بزرگداشت عالمان و بردن نام آنان به نيكى دريغ نورزيدم « 2 » » . وى ارادتى عميق و عشقى وافر به اهلبيت ( ع ) داشت ؛ به حدى كه هر وقت به زيارت امام حسين ( ع ) مشرّف مىشد ، نخست مىنشست و كفشكَن را مىبوسيد ، پس از آن با خضوع و خشوع داخل حرم شده به زيارت مشغول مىشد . « 3 »
فعّاليّتهاى فرهنگى
با توجه به دوران اختناق حكومت آغامحمدخان قاجار در ايران و سلطه گسترده دولت عثمانى بر ديگر كشورهاى اسلامى و نيز نفوذ روزافزون تفكر اخبارىگرى در جامعه تشيع ، به ويژه عراق و ايران ، آيةاللَّه بهبهانى به ترتيب اولويّت به دو كار اساسى همت گمارد .
1 -
تبيين و تبليغ فرهنگ ناب تشيع و بهرهمند ساختن شيعيان از آگاهيهاى لازم فكرى و اعتقادى در حدى كه توان مقاومت در برابر تهاجم افكار بيگانه و انحرافى را داشتهباشند . در پرتو اين تلاشهاى عميق و گسترده فرهنگى است كه دانشمندان و بزرگان ، او را مجدّد مكتب تشيّع در آغاز سده دوازدهم هجرى دانستهاند . « 4 »
2 -
تربيت شاگردانى كه بزرگ و نامدار در حوزه درسى خود كه هركدام از آنان در
هامش
( 1 ) - فوائد الرّضويّه ، ص 406 .
( 2 ) - هدية الاحباب ، محدث قمى ، ص 114 - 115 .
( 3 ) - قصص العلماء ، تنكابنى ، ص 202 .
( 4 ) - براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به : وحيد بهبهانى ، ص 129 .