تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

هفت روز نوشت و براى راهنمايى شيعيان خراسان فرستاد . « 1 » اين عالم بزرگ با تمام وجود پاسدار اسلام بود . نقل كرده‌اند در زمان وى مرد شعبده‌بازى به نام « محمد يالوشى » كه از علوم دينى هم اطلاعاتى داشت در منطقهء « جبل عامل » ادعاى پيامبرى نمود . شهيد اول به حكم وظيفه به مقابله با او برخاست . وقتى احساس كرد اسلحهء قلم و بيان در مقابلش كارساز نيست ، حكومت دمشق را وادار كرد تا لشگرى را براى خاموش كردن اين فتنه به جبل عامل بفرستد . اين لشكر موفق شد آن مرد كذاب و كليهء نيروهايش را از بين ببرد . « 2 » شهيد اول از بيان و تبليغ معارف شيعى ترسى به خود راه نمىداد و براى اثبات حقّانيت مكتب تشيّع با دانشمندان اهل سنت به بحث و مذاكره مىپرداخت . او براى رسيدگى به امور دينى و فكرى شيعيان به مناطق شيعه نشين مسافرت مىكرد و با اشعار و قلم و بيان خود ، جلو سمپاشىها و تبليغات مخالفان را مىگرفت . « 3 » به همين جهت عده‌اى كينهء او را در دل گرفته و زمينهء قتلش را فراهم ساختند . اين بزرگ پاسدار اسلام كه با خطهاى انحرافى مبارزه مىكرد ، در يكى از اشعار خود از صوفيه چنين انتقاد مىكند : ( انسانهاى و الا ) با شوق و ذوق به عزّت و شرف نائل شدند ، نه با قدم كوتاه برداشتن ، خودپسندى و ادعا . . . . نه تصوف به تبرزين و تسبيح است و نه فقر ، راهِ رسيدن به شرافت . و نه اينكه با لباس وصله‌دارى كه در زير آن منجلابى از كبر و اسراف نهان است ، شب و روز بگذرانى . . . . فقر رازى است كه نفس تو پرده‌اى بر آن است ، اين پرده را بردار تا از تاريكى هلاك‌كننده نجات يا بى . هرگاه خواستى خدا را ياد كنى ، قرآن بخوان و موحد باش . . . و به اخلاق الهى متّصف شو . . . . « 4 »

هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 60 ؛ روضات الجنات ، ج 7 ، ص 4 .
( 2 ) - ديدار با ابرار ( شهيد اول فقيه سربدار ) ، محمد حسن امانى ، ص 108 ، ناشر سازمان تبليغات اسلامى .
( 3 ) - اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 60 .
( 4 ) - شهداء الفضيله ، علامه امينى ، ص 88 ، دار الشهاب قم .