تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

خواب شهادت

شهادت در راه خدا ، آرزوى انسانهاى صالح بوده و رسيدن به اين فيض بزرگ سعادتى است كه نصيب افراد ويژه‌اى مىگردد و چه بسا افرادى كه قبل از شهادت از آن با خبر مىگردند و با آمادگى بيشترى به ملاقات با خدا مىروند . يكى از اين انسانهاى نمونه ، شهيد ثانى است . وى قبل از شهادت شبى در خواب ديد كه « سيد مرتضى » رضوان الله عليه مجلسى ترتيب داده و علماى شيعه در آن جمعند ، وقتى شهيد ثانى واردشد ، سيد به احترام او بپاخاست و پس از خوش‌آمدگويى امر كرد كه در كنار شهيد اول بنشيند . او هم در كنار شهيد اول قرار گرفت و پس از آن از خواب بيدار شد . و اين رؤيا را چنين تعبير كرد كه همتاى شهيد ثانى و شهيد اول خواهد بود . « 1 »

كيفيت شهادت

شهيد ثانى به حكم وظيفه‌اى كه بر عهدهء فقهاى اسلام است ، « 2 » به حل اختلافهاى و رسيدگى به دعاوى و مخاصمات مردم مىپرداخت . روزى دو نفر دعوايى را نزد وى آوردند تا بين آنان قضاوت كند . شهيد ، پس از شنيدن سخنان طرفين ، به نفع صاحب حق حكم كرد . محكوم ناراحت شد و نزد قاضى شهر « صيدا » از وى شكايت كرد . دستگاه حكومت از تلاشهاى فرهنگى ، موقعيت علمى و ترويجى كه شهيد ثانى از مكتب تشيع مىكرد ، ناراحت بود و دنبال بهانه‌اى مىگشت تا شهيد را تحت فشار قرار دهد ؛ از اين رو ، مأمورانى را براى جلب وى فرستاد . اما شهيد به قصد سفر حج از خانه خارج شده‌بود و مأموران به وى دست نيافتند . قاضى « صيدا » كه نسبت به شهيد ثانى دشمنى ديرينه‌اى داشت ، نامه‌اى به سلطان وقت نوشت و وانمود كرد كه در منطقهء شام مردى بدعتگذار و خارج از مذاهب اربعه ، پيداشده و هم اكنون در مكه به سر مىبرد .

هامش
( 1 ) - ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 283 .
( 2 ) - فوائدالرضويه ، ص 191 ، ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 286 .
پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 78 | رضا رحمتى