خودكامه كه طرفدار روسها بود ، گروهى از افراد رذل و اوباش را تحريك كرد تا در مناطق حساس اجتماع كرده و به عنوان مخالفت با مشروطه ، دست به حركاتى بزنند و سرانجام در تاريخ 23 جمادىالاولى 1326 به كمك روسها مجلس نمايندگان مردم را به توپ بست و عدهء زيادى را به خاك و خون كشيد . « 1 » خبر به توپ بستهشدن مجلس و قتل و كشتار مردم بخصوص مردم تبريز ، به نجف رسيد و آيةاللّه خراسانى و ديگر علماى نجف را به شدت متأثر كرد . آيةاللّه خراسانى كه حمايت از مردم را وظيفهء خود مىدانست بار ديگر عليه دولت بپاخاست و طى نامهاى ، ابتدا شاه را نصيحت و راه و رسم مملكت دارى و گسترش عدل و ترقى مملكت را به او يادآورى كرد . « 2 » اما شاه مغرور نه تنها به نصايح اين عالم بزرگ وقعى ننهاد بلكه به سياستهاى استبدادى خود ادامه داد . پس از اينكه آخوند رضواناللّه عليه دريافت كه دستگاه سلطنت قاجار حاضر نيست حقوق مردم را رعايت كند ؛ از سوى ديگر خطر سلطهء بيگانگان كشور را تهديد مىكرد ، در لحظاتى كه مىرفت تا چراغ نهضت مشروطيت روبه خاموشى گرايد ، فتواى مهمى صادر كرد و جان تازهاى به كالبد نهضت دميد و موجب قيام دوبارهء مردم شد . متن فتواى وى كه به امضاى چند تن ديگر از علما نيز رسيده بود چنين است : « به عموم ملت ايران حكم خدا را اعلام مىداريم : اليوم همت در دفع اين سفاك جبار ( محمّدعلى شاه ) و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمين از اهم واجبات و دادن ماليات به گماشتگان او از اعظم محرمات . . . است . » « 3 » اين فتوا به وسيلهء تلگراف به ايران رسيد و باعث هيجان و قيام دوبارهء مردم گرديد و مجاهدان براى سرنگونى شاه دست به كار شدند ، از آن طرف چون روسها نيروهاى خود را وارد ايران كرده بودند و از « محمّدعلى شاه » پشتيبانى مىكردند و مملكت در معرض سقوط بود ، علماى نجف و در رأس آنان آيةاللّه خراسانى تصميم گرفتند به ايران
پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: رضا رحمتى
ص١١٤
هامش
( 1 ) - تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ج 5 - 4 ، ص 758 - 757 .
( 2 ) - مرگى در نور ، ص 176 .
( 3 ) - همان ، ص 183 .