تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

نظر آنان انتخاب مىگرديدند . « 1 » شيوع فرهنگهاى بيگانه و حضور بيگانگان در جامعهء اسلامى و تبليغات آنان ، احكام و قوانين اسلامى را كم‌رنگ كرده بود و دين و دنياى مردم در خطر نابودى جدى قرار داشت و تودهء مردم در سردرگمى و حيرت بسر مىبردند .

آخوند و نهضت مشروطيت

در اين موقعيت بحرانى آيةاللّه آخوند خراسانى و ديگر علماى كشور به فكر چاره‌جويى افتاده و بهترين راه را در آن زمان ، برقرارى رژيم مشروطيت و حكومت عدل و قانون دانستند . آيةاللّه خراسانى كه در آن روز ، زعامت دينى مردم را به عهده داشت ، در اين رابطه تلاشهاى زيادى كرد و با فرستادن نامه و تلگراف ، پشتيبانى خود و ديگر علماى نجف را از قيام مردم و تأسيس عدالتخانه اعلام داشت . « 2 » وى طى نامه‌اى كه به يكى از وعاظ طراز اوّل ايران يعنى « شيخ محمّد سلطان المحققين » نوشت ، انگيزهء خود را دربارهء حمايت از نهضت مشروطيت ايران چنين بيان داشت : « غرض ما از اين همه زحمت ، ترفيه حال رعيت و رفع ظلم از آنان و اعانهء مظلوم . . . و اجراء احكام الهيه عَزَّ سْمُهُ و حفظ بلاد اسلام از تطاول كفار و امر به معروف و نهى از منكر و غيرها از قوانين اسلاميهء نافِعَةٌ لِلْقَوْم ، بوده است . » پشتيبانى علماى نجف و بخصوص مرحوم آخوند از نهضت مشروطه ، بيش از هر عامل ديگرى در برپايى و گسترش اين نهضت مؤثر بود و موجب شد تا مردم با انگيزهء بيشترى از آن حمايت كنند و اين نهضت پابگيرد . و اولين مجلس از نمايندگان مردم تشكيل شود . گرچه نهضت مشروطيت ، به كوشش علما و مردم تا حدودى به ثمر رسيد اما با روى كار آمدن « محمّدعلى شاه قاجار » مخالفت با مشروطه‌خواهان شروع شد و اين شاه

هامش
( 1 ) - تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، دكتر مهدى ملك زاده ، ج 1 - 2 - 3 ، ص 106 .
( 2 ) - مرگى در نور ، ص 160 .