ميرزاى شيرازى نامههايى نيز به رؤساى قبائل شيعه در « سماوه » و « رميثه » نوشت و دستور داد تا براى شورش عليه انگليس ، در صورت نپذيرفتن استقلال عراق آماده باشند . « 1 » سپس فرمانى خطاب به عموم مردم عراق صادر كرد و در آن مرقوم داشت : « به برادران عراقى ! برادران شما در بغداد و كاظمين و نجف و كربلا و ديگر جاها همپيمان شدهاند كه دست به تظاهرات مسالمتآميز بزنند و برخى اين تظاهرات را آغاز كردهاند . خواستهء همه ، حقوق مشروع ملت عراق است كه نتيجهء آن استقلال اين كشور و تشكيل يك حكومت اسلامى است انشاءاللّه . بنابر اين وظيفهء همهء شماست كه نمايندگان خود را براى مطالبهء اين حقوق ، به بغداد گسيل داريد . سعى كنيد به امنيت مردم زيانى نرسانيد و در ميان خود اختلافى پيدا نكنيد ، توصيه مىكنم در اين جهاد بزرگ به همهء عقايد و افكارى كه در ميان مردم وجود دارد احترام بگذاريد . . . » « 2 » « الْاحْقَر محمّدتقى حائرى شيرازى » پس از اين نامه ، نمايندگان مردم ، دستهدسته راهى بغداد شدند . قدرتهاى انگليسى نخست كار را به امروز و فردا كردن مىگذرانيدند اما وقتى ديدند مبارزه جدى است دست به خشونت بردند . اينجا بود كه ميرزا محمّدتقى شيرازى فتواى معروف و تاريخى خود را صادر كرد و خطاب به مردم عراق فرمود : بر مردم عراق مطالبهء حقوق خود واجب است و همچنين بر آنها واجب است كه ضمن مطالبهء حقوق خود رعايت صلح و امنيت را بنمايند و آنها مجازند اگر دولت انگليس از پذيرفتن خواستهايشان سرباز زد ، دست به اسلحه برده و با دولت انگلستان بجنگند ! « 3 » پس از انتشار اين فتوا مبارزه وارد مرحلهء جديدى شد و مردم عراق به همراهى علما در صف دفاع مسلحانه قرار گرفته و با دولت ضداسلامى انگلستان به جنگ پرداختند . گرچه رهبر اين جهاد مقدس ، در گيراگير جنگ يعنى نزديك به چهار ماه پس از صدور فتوا درگذشت ، اما راه او همچنان ادامه يافت . و ديگر مراجع عاليقدر و شاگردان آن مرحوم پرچم مبارزه و جهاد را بر دوش گرفتند .
پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٠٩
هامش
( 1 ) - بيدارگران اقاليم قبله ، ص 114 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان ، ص 115 ، به نقل از نقباء البشر ، ج 1 ، ص 263 به بعد .