تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

اين اوراق را شبانه خدمت امام ببر ( كسى كه مدعى امامت بعد از حضرت صادق است ) و روز بعد آنها را از حضرتش باز پس بگير . اگر ديدى كه مهرها شكسته نشده ، مهر پنج كاغذ را بشكن و ببين به سؤالها جواب داده شده است يا نه . در صورتى كه بدون شكستن مهرها به سؤالات جواب داده بدان كه او امام است ، پس اموال را خدمتش تحويل ده و گرنه اموال را برگردان . در اين بين بانويى به نام شطيطه كه از زنان فاضل و شيعهء نيشابور بود ، يك درهم صحيح با يك تكه پارچهء پنبه اى كه به دست خود رشته و بافته بود كه چهار درهم ارزش داشت ، به محمدبن على نيشابورى تحويل داد تا به امام تقديم كندو گفت : « انَّ اللَّهَ لا يَستَحْيى مِنَ الحَقِّ » خداوند از حق حيا ندارد . « 1 » محمدبن على مىگويد : درهم و پارچهء شطيطه را گرفتم و با بقيهء اموال و سؤالات به مدينه آمدم و بر عبدالله افطح كه به عنوان امام معرفى شده بود ، وارد شدم و او را امتحان كردم . ديدم او توانايى جواب دادن به سؤالات را ندارد . از او جدا شدم در حالى كه نگران و محزون بودم ولى گفتم : خدايا مرا به راه راست هدايت كن . در اين حال نوجوانى به من گفت : آن كسى را كه مىخواهى اجابت كن . بعد مرا به خانهء امام كاظم عليه السلام برد . وقتى امام كاظم عليه السلام مرا ديد ، فرمود :

هامش
( 1 ) - احتمالًا محمدبن على خواسته تحويل نگيرد و عذر آورده كه مقدارش كم است و من خجالت مى كشم و او جواب داده كه خداوند از حق حيا ندارد و تو هم نبايد در اداى حق اگر چه كم و ناچيز باشد حيا كنى .