تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

عيسى گفت : آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را به خدايى اختيار كنيد ؟ عيسى گفت : خدايا تو منزّهى ، هرگز مرا نرسد كه چيزى كه سزاوار من نيست بگويم و اگر من گفته بودم ، همانا تو مى دانستى كه تو از اسرار من آگاهى ؛ ولى من از اسرار تو آگاه نيستم ، تو داناى عيب‌ها هستى ، من چيز ديگرى جز آنچه به من امر كردى ، به آنها نگفتم . « 1 » حضرت عيسى حكم خدارا تا قيامت به تأخير انداخت و حال آن‌كه على بن ابى طالب عليه السلام وقتى نصيريه ادعاى الوهيّت آن حضرت را كردند ، آنهارا كشت و حكم را به قيامت نينداخت . اين چنين است فضايل او كه با فضايل هيچ كس قابل مقايسه نيست . - آفرين بر تو اى حرّه ! از عهدهء جواب برآمدى و اگر چنين نبود تو را مىكشتم . سپس او را آزاد كرد . گفت و شنود مزبور به‌خوبى نشانگر شجاعت ، ايمان ، اعتقاد ، و علم و آگاهى حرّه است . « 2 »

شطيطهء نيشابورى

پس از رحلت امام صادق عليه السلام ، جماعت شيعه در نيشابور گرد آمده ، و محمدبن على نيشابورى را به نمايندگى انتخاب كردند و سى هزار دينار و پنجاه هزار درهم و دو هزار قطعه لباس به او دادند تا به امامِ بعد از حضرت صادق در مدينه تقديم كند . در ضمن ، حدود هفتاد ورقه كه در قسمتى از هر كدم مسأله‌اى نوشته و بقيه را براى نوشتن جواب ، سفيد گذاشته و هر كدام را پيچيده و به سه نخ بسته و برنخ‌ها مهر زده بودند ، به او تحويل دادند و گفتند :
هامش
( 1 ) - مائده ، آيهء 116 .
( 2 ) - عوالم - ج 18 ، ص 186 - 190 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 134 - 136 .
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 323 | احمد حيدرى