تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

در مورد فراوانى جمعيت كه شما را از عبادات و تهيهء زاد و توشهء آخرت باز داشته ، پيشنهادم اين است كه شنبه و چهار شنبه را به ديدار مردم اختصاص دهى . نفيسه پيشنهاد او راقبول كرد و در مصر ماند . اين بانوى بزرگوار در مصر بود تا اين‌كه دار فانى را وداع گفت . نقل شده است كه اين زن بزرگ قبرى در خانهء خود كنده بود و در آن قبر ، بسيار نماز و قرآن مى خواند ، به طورى كه 190 بار و به قولى 1600 بار و به قولى 2000 بار قرآن را در آن قبر ختم نمود . او در وقت احتضار ، روزه بود . پزشكان از او خواستند كه افطار كند . او در جواب گفت : وا عجبا ! سى سال است كه از خداوند مسألت مى كنم كه با حالت روزه از دنيا بروم و اكنون كه روزه هستم افطار كنم ! سپس شروع به خواندن سورهء شريفهء انعام كرد و وقتى به آيهء شريفهء « قُل لِمَنْ ما فِى السَمواتِ وَ الارْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الَّرحْمَةَ » « 1 » يا به قولى به آيهء شريفهء « لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ » « 2 » رسيد ، جان به جان آفرين تسليم كرد . همسرش خواست نفيسه را براى دفن به مدينه بياورد ، ولى مردم مصر اصرار داشتند كه او را در مصر دفن نمايد . اسحاق راضى نمىشد ، تا اين‌كه در خواب ، جدش پيامبر

هامش
( 1 ) - يعنى بگو از آن خداست آنچه در آسمان و زمين است و رحمت را بر خود واجب دانسته است . ( انعام ، آيهء 12 ) .
( 2 ) - براى آنها در نزد پروردگارشان خانه هاى امن است ( انعام ، آيهء 127 ) .