دستورى داده است و سرانجام به آنان هجوم برد و شبانه آنان را محاصره كرد . خالد سپس با حيله ، مالك و مردان قبيله او را دستگير كرد و با وجود اقرار آنان به اسلام ، آنها را اعدام نمود و در همان شب با همسر مالك آميزش كرد . پس از آن هم زنانشان را به اسارت گرفت و به مدينه انتقال داد . از جملهء اين زنان ، خوله بود . البته پس از بازگشت به مدينه ، ابوقتاده ، فجايع خالد را براى ابوبكر شرح داد ؛ اما خليفه توجهى نكرد و با در خواست عمر در بارهء عزل خالد نيز موافقت نكرد . عمر پس از به حكومت رسيدن ، خالد را از امارت شام عزل كرد . « 1 »
ب - ازدواج خوله با امام
خوله را همراه اسيران بنى حنيفه به مدينه آوردند . وقتى وارد مسجد رسول خداشدند ، به جانب قبر متوجه گرديد و با فرياد و ناله گفت : سلام بر تو اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و بر اهل بيت تو ! اينها امت تو هستند كه ماراهمچون اهل نوبه و ديلم به اسارت گرفته اند ، در حالى كه هيچ گناهى مرتكب نشده ايم ، جز اينكه به اهل بيت تو مايليم . ببين كه نيكى را بدى و بدى رانيكى گرفتهاند ! سپس رو به مردم كرد و گفت : ما را اسير كرديد ، در حالى كه به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر شهادت داديم . « 2 » او را به معرض فروش گذاشتند . بعضى از افراد حاضر شدند ، او رابه همان قيمت به عنوان سهم خود بپذيرند . خوله گفت :
هامش
( 1 ) - اجتهاد در مقابل نص ، شرف الدين ، ص 132 - 142 ، به نقل از منابع متعدد اهل سنت .
( 2 ) - رياحين الشريعه ، ج 4 ، ص 212 ، به نقل از خرايج راوندى .