حضرت على عليه السلام پس از ضربت خوردن ، به امامه وصيّت كرد كه مىترسم معاويه بعد از من تورا خواستگارى كند و دوست ندارم به همسرى او درآيى ؛ چنانچه به همسر نياز داشتى با مغيرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب ازدواج كن . پس ازشهادت آن حضرت و تمام شدن عدّه ، معاويه به مروان مأموريت داد كه از امامه خواستگارى كند و مهريهء او را صدهزار دينار قرار دهد ، ولى امامه پيشنهاد او را نپذيرفت و با مغيره ازدواج كرد . « 1 » در بحارالانوار از « قوت القلوب » روايت شده كه مغيرة بن نوفل و ابوالهياج بن ابى سفيان بن حارث پس از شهادت امام على عليه السلام از امامه خواستگارى كردند ، ولى امامه به آنان جواب ردّ داد و از امام على عليه السلام نقل كرد كه جايز نيست همسران پيامبر و وصى پيامبر بعد از پيامبر يا وصىّ ، با ديگرى ازدواج كنند . « 2 » گفته اند : هنگام وفات امامه ، درد سختى بر او عارض شد ، بهطورى كه زبانش بند آمد ، امام حسن و امام حسين عليهما السلام بر بالين او حاضر شدند و چون نمى توانست صحبت كند ، از او سؤال مى كردند كه آيا فلان بنده و خانواده اش را آزاد كردى ؟ و او با اشارهء سر جواب مى داد . به همين صورت وصاياى او را دريافتند و صحت آن را امضا كردند . « 3 » گفته اند : از او فرزندى متولد نشد « 4 » و بنا به قول ديگرى گفتهاند كه او مادر محمد بن على اوسط است كه در كربلا در ركاب برادرش امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد . « 5 »
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: احمد حيدرى
ص١٩٠
هامش
( 1 ) - الاصابه ، ج 4 ، ص 237 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 92 .
( 3 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، فصل النسا ، ص 69 .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - همان ، ج 2 ، ص 83 .