تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

وقتى نامهء عايشه به حفصه رسيد ، خوشحال شد و بچه هاى تَيْم و عَدِىّ را فراخواند تا شادى و پايكوبى كنند و به كنيزكانش دف داد تا بزنند و بگويند : خبر تازه چيست ؟ خبر تازه چيست ؟ على چون شتر سرخ موى محاصره شده و در ذى قار است . اگر جلو رود دشنه به گلويش مى زنند و اگر عقب رود پاهايش را قطع مى كنند . وقتى اين خبر به ام سلمه رسيد ، به شدت ناراحت شد و تصميم گرفت در مجلسشان حاضر شده و آنها را از اين كار نهى كند . در اين حال ، ام كلثوم ، دختر امام على عليه السلام از ام سلمه خواست كه اين مأموريت را به او واگذارد . سپس امّ كلثوم به‌طور ناشناس در مجلس حفصه حاضر شد و نقاب از چهره برگرفت و گفت : اگر اكنون تو و خواهرت ( عايشه ) بر عليه امير مؤمنان على عليه السلام توطئه مى كنيد ، درگذشته نيز نسبت به برادرش رسول خدا ستيزه كرديد و خداوند دربارهء شما آن آيات ( سوره تحريم ) را نازل فرمود و خدا در برابر اين ستيزهء شما نيز حضرت على عليه السلام را يارى مىكند . حفصه پشيمان شد و اظهار داشت اين زنان و كودكان از نادانى و سفلگى چنين مى كنند . « 1 » » حفصه در ماه شعبان سال 45 هجرى و در زمان خلافت معاويه ، چشم از جهان فروبست و مروان ، فرماندار مدينه بر جنازه‌اش نماز خواند و در بقيع دفن شد . « 2 »

هامش
( 1 ) - الجمل ، ص 149 ؛ نبرد جمل ص 168 - 169 ، با اندك تغيير .
( 2 ) - نقش عايشه در تاريخ اسلام ، ج 1 ، ص 56 .