تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
جدايى از آن ، از خود وانِهْ و سختى دشواريها و ناكامىهاى آن را به اميد روزگار پس از آن بر خويش هموار ساز و شكيبايى پيشه كن تا آنگاه كه به ديدار رسول‌اللّه صلى الله عليه و آله نايل آيى در حالى كه از تو خشنود خواهد بود . « 1 »

2 - دوران حكومت

امام مجتبى عليه السلام در مقطع پنج سالهء حكومت ظاهرى امير مؤمنان عليه السلام بازويى توانا ، مشاورى دلسوز و فرماندهى لايق براى امام زمان خود بود . به نمونه‌هاى زير توجّه فرماييد . امام حسن عليه السلام در سال 36 هجرى با پدر گرامىاش از مدينه به‌سوى بصره حركت كرد تا آتش جنگ جمل را كه « ناكثين » برافروخته بودند فرونشاند . در « ذى قار » به فرمان حضرت على عليه السلام در رأس هيأتى مركب از عمّار ياسر و قيس بن سعد به كوفه رفت تا مردم را عليه ناكثين بسيج كند . در پى تلاش‌ها و سخنرانىهاى مهيّج آن حضرت و هيأت همراه ، بالغ بر نُه يا دوازده هزار نفر از مردم به يارى امام عليه السلام شتافتند . « 2 » در طول مدت جنگ نيز همكارى و فداكارى زيادى كرد تا سپاه امام عليه السلام پيروز شد . و بنابر نقل ابن عساكر از ابو عبيده فرماندهى جناح چپ سپاه على عليه السلام برعهده امام حسن عليه السلام بود . « 3 » حضرت مجتبى عليه السلام در جنگ صفين نيز در ركاب پدر پايمرديها كرد . در اين جنگ ، معاويه ، عبيداللّه بن عمر را نزد امام حسن عليه السلام فرستاد كه : « از حمايت پدرت دست بردار ، ما خلافت را به تو واگذار مىكنيم ؛ چرا كه قريش از پدر تو به خاطر سابقهء پدركشتگىها ناراحتند ، امّا تو را پذيرا خواهند بود . » حضرت مجتبى عليه السلام در پاسخ فرمود : « نه ، به خدا سوگند چنين كارى انجام‌پذير نيست » سپس به پيك چنين هشدار داد : « گويى پيكر كشتهء تو را امروز يا فردا افتاده در ميدان جنگ مىبينم . شيطان تو را فريب داده و كارت را چنان زينت بخشيده كه خود را آراسته و معطّر كرده‌اى به اميد آنكه زنان شام تو را ببينند و فريفته‌ات شوند ؛ ولى خداوند

هامش
( 1 ) - شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 8 ، ص 253 .
( 2 ) - ر . ك : الجمل ، مفيد ، ص 243 ؛ كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 227 - 231 .
( 3 ) - ر . ك : ترجمة الامام الحسن من تاريخ دمشق ، ص 170 .