تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

معتمد ، آخرين خليفهء معاصر امام ، در آغاز در برابر آن حضرت ، سياستى جديد در پيش گرفت ؛ زيرا در مقايسه با خلفاى پيشين در وضعيتى بحرانىتر و متزلزل‌تر قرار داشت و هر آن احتمال سرنگونى خود را مىداد . از اين رو ، بهترين راه حل را در اين ديد كه در ظاهر ، خود را به امام نزديك كند و در برابر آن حضرت اظهار كوچكى و ناتوانى نمايد و حتى از ايشان بخواهد براى سلطنت او دعا كند « 1 » ؛ همان سياستى كه پيش از وى ، مأمون نسبت به امام رضا عليه السلام در پيش گرفته بود . ولى وقتى امام را در موضع خود ، جدّى يافت ، كينه‌اش را آشكار ساخت و آن حضرت را به زندان افكند . در روايتى پس از اشاره به پيشگويى امام مبنى بر اين كه در سال 260 حادثه ناگوارى براى من رخ مىدهد ، از قول مادر امام آمده است كه در ماه صفر سال ياد شده ، امام همراه برادرش جعفر در زندان على بن جرين بود و معتمد به‌طور مرتب وضع آن حضرت را از زندانبان جويا مىشد و او گزارش مىداد كه امام روزها را روزه مىگيرد و شب‌ها را به نماز سپرى مىكند . « 2 » با توجه به اين كه شهادت امام عسكرى عليه السلام در ربيع الاول همين سال بوده ، معلوم مىشود كه آن حضرت تا روزهاى آخر زندگىاش در زندان بوده است . و اين در شرايطى بود كه محل اقامت آن گرامى در سامرّا حكم بازداشتگاه را داشت . علاوه بر اين ، امام موظف بود حضور خود را در سامرّا بطور مداوم به آگاهى خليفه برساند ؛ از اين رو ، مجبور بود هر دوشنبه و پنج‌شنبه در دارالخلافة حضور پيدا كند . « 3 » مناسب‌ترين زمان ديدار مردم با پيشواى خود همين دو روز بود . شيعيان و شيفتگان حضرت ، در اين دو روز در بيرون منزل ، بر سر راه آن گرامى مىنشستند و به هنگام عبور امام از مقابل آنان ، ضمن زيارت آن گرامى ، خواسته‌ها و مشكلاتشان را مطرح مىكردند و از آن حضرت ، پاسخ مىگرفتند « 4 » . گاه نيز بدون آن كه آنان چيزى بخواهند ، حضرت

هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر از اين موضع خليفه و واكنش امام عسكرى عليه السلام در برابر آن ، رجوع كنيد : مناقب ، ج 4 ، ص 430 و بحارالانوار ، ج 50 ، ص 309 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 313 ؛ عيون المعجزات ، ص 139 .
( 3 ) - الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 129 ؛ دلائل الامامة ، ص 226 .
( 4 ) - ر . ك . همان .