درس چهاردهم : مدينه ، كانون خطر براى دستگاه خلافت
كافرترين خليفه عباسى هر چند با در پيش گرفتن سياست رعب و كشتار ، قلمرو اسلامى را براى مخالفان حكومت به ويژه پيروان اهل بيت عليه السلام ناامن كرده بود ؛ بدان پايه كه كسى جرأت نمىكرد خود را شيعه معرّفى كند ، ليكن در مقابل ، امام هادى عليه السلام نيز به عنوان پيشواى شيعيان و اصيلترين و قوىترين جبههء مخالف حكومت مستبدّ و خودكامهء متوكّل ، با فعّاليّتهاى فرهنگى و سياسى گسترده و هماهنگ ، و جهت و تشكّل دادن به مبارزه شيعيان و علويان و هدايت و رهبرى الهى آنان ، خواب را از چشم طاغوت زمان ربوده و مدينه را به پايگاه مبارزه عليه دستگاه خلافت عباسى و كانون خطرى براى موجوديّت آن تبديل كرده بود .
از مجموع 33 سال و اندى دوران امامت امام هادى عليه السلام حدود سيزده سال آن در مدينه سپرى شد . پيشواى دهم عليه السلام در طول اين مدت با استفاده از ضعف و آشفتگى اوضاع حكومت به تبيين و گسترش مبانى اعتقادى و فرهنگى اسلام ، و رهبرى و هدايت امّت مسلمان همّت گمارد و از سرچشمهء زلال و مطمئن امامت ، تشنگان حقيقت و عدالت را سيراب كرد .
دانشپژوهان و حقجويان از هر سو به محضرش روى آورده و از دانش خدادادىاش بهره مىجستند . شيعيان و دوستان اهلبيت عليه السلام نيز كه تعدادشان در آن زمان ، بيش از پيش و جمعشان متشكّلتر بود ، از نقاط مختلف ، به ويژه ايران ، عراق و مصر ، به صورت حضورى يا از طريق نوشتن نامه ، مسائل و مشكلاتشان را مطرح مىكردند و از آن گرامى رهنمود مىگرفتند .
وُكلا و نمايندگان امام عليه السلام نيز در ميان مردم پراكنده بودند و از نزديك با آنان ارتباط داشتند و به مسائل شرعى و مشكلات اقتصادى ايشان رسيدگى مىكردند .