( از جمله نشانههاى امام اين است كه ) مستجاب الدعوة باشد ، چندانكه اگر بر صخرهاى دعا كند دو نيم شود . اينك نمونههايى از استجابت دعاى امام ( ع ) . راوى ، يزيد بن اسحاق « 1 » : برادرم محمّد كه فردى درست عقيده بود يك بار با من ( در امر امامت ) به ستيز برخاست . جون نزاع ميان من و او به طول انجاميد به او گفتم : اگر سرور تو ( نزد خدا ) در آن حد از منزلت است كه مىگويى ، از او بخواه كه دعا كند تا من نيز به عقيده شما بازگردم . برادرم محمّد به من گفت : بر امام رضا ( ع ) وارد شدم و عرض كردم : جانم به فدايت ! برادرى دارم كه بزرگتر از من است و او معتقد است پدرت زنده مىباشد . من بارها با او در اين رابطه بحث كردهام تا آنكه او از من درخواست كرد از شما بخواهم دعا كنيد كه به حق راه يابد . امام ( ع ) رو به قبله كرد و دعا نمود ، از جمله فرمود : خدايا ، گوش و چشم و قلب او را برگير تا وى را به حق بازگردانى . اين دعا را در حالى كه دست راستش بسوى آسمان بلند بود مىخواند . زمانى كه بازگشت ، مرا از جريان گفتگوى خود با امام رضا ( ع ) مطلع ساخت . مدتى از اين ماجرا نگذشت كه من به حق بازگشتم ( و به امامت امام رضا ( ع ) معتقد شدم ) . « 2 » راوى ، محمد بن فضل : در سالى كه هارون بر خاندان برمك يورش برد ؛ جعفر بن يحيى را كشت و يحيى بن خالد را به زندان افكند و آن نكبت و ذلّت دامنگير برمكيان شد ، امام رضا ( ع ) در سرزمين عرفات به دعا مشغول بود ؛ سپس سر خود را پايين آورد تا جايى كه نزديك بود به جلوى زين بخورد ، آن گاه بلند كرد . از علّت اين كار سؤال كردند . فرمود : من از زمانى كه برمكيان با پدرم آن رفتارهاى ظالمانه را داشتند عليه آنان دعا مىكردم تا اين كه امروز خداوند دعايم را در حق ايشان مستجاب كرد . چون از عرفات بازگشتيم ، چند روزى بيش نگذشت كه جعفر ، كشته و يحيى زندانى شد و
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: على رفيعى
ص٧٨
هامش
( 1 ) - يزيد بن اسحاق شعر غنوى از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام بود كه پس از شهادت موسى بن جعفر ( ع ) واقفى شد ولى با دعاى امام رضا ( ع ) هدايت گشت .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 273 .