امت را نيزداشت . مجموعه اين برجستگيها و مزايا ، شخصيت و موقعيت اجتماعى بى نظيرى را براى آنبزرگ پيشوا فراهم كرده بود كه همگان از دوست و دشمن و موافق و مخالف بدان اعترافنموده و در برابرش تجليل و تكريم مىكردند كه در مباحث گذشته به برخى از آنها از جملهاعترافات خود هارون اشاره كرديم . « 1 » برخوردارى امام ( ع ) از چنين موقعيت برتر و بىنظير ، براى فردى مثل هارون كه همه تلاش خود را به كار گرفته بود تا به عنوان شخص اول جهان اسلام مطرح گردد و القابى همچون : « اميرالمومنين » ، « خليفة رسول الله » و حتى « خليفة الله » را يدك مىكشيد ، غيرقابل تحمل بود . هارون در گفتگوهايى كه با موسى بن جعفر ( ع ) و افراد ديگر داشت با تعبيرات مختلفى از اين حالت روانى خود پرده برداشته و مكنونات دل خويش را آشكار ساخته است كه در ذيل به مواردى اشاره مىكنيم . * در گفتگو با مأمون : هارون در جريان سفر به مدينه و ديدار با امام كاظم ( ع ) از آن حضرت به ظاهر تجليل كرد . مأمون كه از دشمنى و كينهتوزى پدرش نسبت به پيامبر وخاندان آن حضرت آگاهى داشت از اين برخورد ظاهرى و رفتار به دور از انتظار پدر ، تعجب كرد و سرّ قضيه را جويا شد . هارون در پاسخ وى گفت : « به خاطر اينكه اين فرد ، پيشواى مردم ، حجت خدا بر آفريدههايش و جانشين او در ميان بندگانش مىباشد . » مأمون گفت : مگر جزايناست كه اين صفات و ويژگيها همه براى شما و در وجود شماست ؟ هارون : من در ظاهر و در سايه زور و شمشير به پيشوايى مردم دست يافتهام ، ولى موسى بن جعفر پيشواى بر حق است . سوگند به خدا ، او براى احراز مقام رسول خدا از من و از تمامى مردم سزاوارتر است . . . . ولى چه كنم كه حكومت نازا است . » « 2 » * در گفتگو با امام كاظم ( ع ) : هارون امام ( ع ) را احضار كرد و پس از هشدار به اينكه آن حضرت در برابر دستگاه خلافت اوتشكيلات مستقلى راه انداخته و از مردم خراج وماليات مىگيردگفت : مدتهاست كه مىخواهم از شما درباره مسائلى بپرسم كه در ذهنم
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: على رفيعى
ص٢٠٤
هامش
( 1 ) - ر . ك : درس ششم .
( 2 ) - عيون اخبارالرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 74 .