تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

عيالوارى هستم و وضع زندگىام خوب نيست . امام فرمود : « يا زِيادُ ! لَئِنْ اسْقُطُ مِنْ جالِقٍ فَاتَقَطَّعُ قِطْعَةً قِطْعَةً احَبُّ الَىَّ مِنْ انْ اتَوَلَّى لِاحَدٍ مِنْهُمْ عَمَلًا اوْ اطَأَ بَساطَ احَدِهِمْ . . . . انَّ أَهْونَ مايَصْنَعُ اللَّهُ بِمَنْ تَوَلَّى لَهُمْ عَمَلًا انْ يُضْرَبَ عَلَيْهِ سُرادِقٌ مِنْ نارٍ الى انْ يَفْرُغَ اللَّهُ مِنْ حِسابِ الْخَلائِقِ . . . . » « 1 » اى زياد ! اگر از نقطهء بسيار بلندى فرو افتم و قطعه‌قطعه شوم ، براى من بهتر از آن است كه در دستگاه يكى از ستمگران عهده‌دار منصبى باشم و يا آنكه بر بساطشان گام نهم . آسان‌ترين كيفرى كه خداوند در حق كارگزار اينان اعمال مىكند آن است كه سراپرده‌اى از آتش بر او زده مىشود تا زمانى كه خداوند از حساب همهء بندگان فارغ شود . البته امام ( ع ) در اين روايت مواردى از همكارى را - كه به انگيزه رفع گرفتارى از شيعيان و برآوردن حاجتهاى آنان صورت مىگيرد - استثنا كرده است . « 2 » هدف حضرت موسىبن جعفر ( ع ) از اتخاذ اين سياست علاوه بر خط بطلان كشيدن بر مشروعيّت دستگاه خلافت عباسى اين بود كه از نظر سياسى تشكيلات آنان را به انزوا كشاند و از داشتن پايگاه مردمى محروم سازد .

هامش
( 1 ) - كافى ، ج 5 ، ص 109 - 110 .
( 2 ) - چنان كه با گماردن امثال علىبن يقطين در دستگاه خلافت نيز اهداف ديگرى را دنبال مىكرد .