عباسيان بود . از اين رو ، در دوران خلافت « مروان حمار » تحت تعقيب حكومت قرار گرفت و به مدينه فرار كرد . با روى كار آمدن بنىعباس به كوفه بازگشت . « 1 » « يقطين » با خلفاى عباسى همكارى نزديك داشت و به خاطر حمايتهاى بىدريغ و صادقانهاش از آنان ، نزد سفّاح ، منصور و مهدى منزلت ولايى پيدا كرد . « علىبن يقطين » هر چند از نظر فكرى مخالف پدر و ارادتمند و دوستدار اهلبيت ( ع ) بود ، ولى در سايهء دورانديشى و حسنتدبير در امور موفق شد در اندك زمانى اعتماد مهدى عباسى را جلب كند و مسؤوليت يكى از ديوانهاى حكومتى را بر عهده گيرد . « 2 » على همچنان در حال پيشرفت و نزديك شدن بيشتر به مركزيت دستگاه خلافت بود تا آنكه در دوران حكومت هارون به مقام وزارت رسيد . « 3 » وى ، ارتباط نزديك با موسىبن جعفر ( ع ) داشت و در همهء امور از آن حضرت دستور مىگرفت و ادامهء همكارىاش با دستگاه خلافت در پست وزارت به دستور آن گرامى بود . وى زمانى به حضور امام ( ع ) رسيد و از آن حضرت تقاضا كرد با استعفاى وى از منصب وزارت موافقت كند . امام ( ع ) او را از اين تصميم بازداشت و فرمود : « اين كار را نكن ! زيرا تو مونس ما و مايه عزّت برادرانت هستى . اميد مىرود خداوند به وسيله تو مرحمى بر قلب شكستهاى بنهد يا زبانههاى آتش كينهء دشمنان را از دوستانش دفع كند . « 4 » » بار ديگر ، زمانى كه امام ( ع ) عازم عراق شد به ديدار آن حضرت رفت و از وضع بد خود و ناخشنودى از شغلش به امام شكايت برد و از او استدعا كرد اجازه دهد از منصبش كنارهگيرى كند . امام ( ع ) نپذيرفت و فرمود : « اى على ! خداوند در ميان ستمگران ، دوستانى دارد كه به وسيلهء آنها از دوستان خودش دفع ستم مىكند و تو از آنان هستى ! « 5 » » از علىبن يقطين نزد هارون بارها سعايت شد ولى امام ( ع ) هر بار به يارى او شتافت و
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: على رفيعى
ص١٨٧
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - ر . ك : الوزراء و الكتّاب ، ص 166 .
( 3 ) - اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 371 .
( 4 ) - حياة الامام موسى بن جعفر ( ع ) ، ج 2 ، ص 286 .
( 5 ) - رجال كشى ، ج 2 ، ص 731 و معجم رجال الحديث ، ج 13 ، ص 230 .