وقتى نامه به هارون رسيد و آن را خواند گفت : مردم مرا نسبت به موسىبن جعفر بدبين مىكنند ( و از او نزد من سعايت مىنمايند ) در حالى كه او از مطالب و تهمتهايى كه به وى نسبت داده مىشود پاك و منزّه است . « 1 » عمل به وظيفه تقيّه به خود امام ( ع ) محدود نمىشد بلكه ياران آن حضرت نيز كه در شرايط خاصى قرار داشتند موظف به عمل بر اساس آن بودند . « 2 » محمّدبن فضل مىگويد : ميان اصحاب ما درباره مسح پاها در وضو اختلاف شد كه آيا آن را از انگشتان تا بلندى مفصل بايد كشيد يا به عكس ؟ علىبن يقطين نامهاى به موسىبن جعفر نوشت و از آن حضرت نسبت به خود كسب تكليف كرد . امام ( ع ) در پاسخ نامهاش نوشت : « آنچه دربارهء اختلاف در وضو نوشته بودى فهميدم و آنچه من به تو دستور مىدهم در اين باره اين است كه سه بار آب در دهان بگردانى و سه بار آب در بينى بكشى و سهبار صورت خود را بشويى سپس دستهاى خود را از سر انگشتان تا مرفق بشوى و همهء سر را مسح كن و داخل و بيرون گوشهايت را دست بكش و پاهاى خود را تا بلنداى مفصل سه بار بشوى و از اين دستور تخلف نكن ! » دقت در مضمون نامهء امام مىرساند كه اين دستور كاملًا يك دستور سياسى و بيان وظيفهء مقطعى است نه حكم الهى براى هميشه و همه كس . علىبنيقطين گرچه در آغاز از پاسخ امام ( ع ) كه دقيقاً مطابق مذهب اهلسنّت بود تعجب كرد ولى از آنجا كه مىدانست آن بزرگوار هيچ دستورى را بدون مصلحت نمىدهد آن را پذيرفت و طبق آن عمل كرد . بعدها راز اين دستور امام ( ع ) كشف شد ؛ از علىبن يقطين نزد هارون سعايت شد كه وى شيعه است و مصلحت نيست وزير خليفه باشد . هارون براى آزمايش او ، جريان وضو گرفتنش را زير نظر گرفت تا ببيند طبق مذهب شيعه وضو مىگيرد يا براساس مذهب اهلسنّت . ولى متوجه شد كه او بطور دقيق مطابق سنيّان عمل مىكند . و بدين ترتيب توطئه سعايتكنندگان خنثى شد و هارون به علىبن يقطين اعلام كرد كه « دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد تو رافضى هستى » و از آن پس ، وى نزد هارون موقعيّت بهترى پيدا كرد .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: على رفيعى
ص١٨٥
هامش
( 1 ) - ر . ك : معادن الحكمة ، ج 2 ، ص 141 - 142 .
( 2 ) - در درس دهم به نمونهاى از اين سياست درباره يكى از شاگردان امام به نام هشامبن حكم اشاره كرديم .