حالات معنوى و روحانى وى نوشتهاند : « او پيوسته با وضو و طهارت و قرين عبادت بود و شبها مشغول نماز مىگشت و چون از نماز فارغ مىشد لحظاتى استراحت مىكرد . دوباره از بستر بر مىخاست و مشغول طهارت و نماز مىگشت . مجدّداً ساعتى استراحت مىكرد ، سپس بر مىخاست ، وضو مىگرفت و به نماز مىايستاد . اين روش و عادت او تا سپيده صبح بود . » « 1 » يكى از شيعيان در مقام وصف شب زنده داراى محمد مىگويد :
هيچگاه محمّد را ديدار نكردم مگر آنكه اين آيه را به ياد مىآورم ( و او را از مصاديق بارز آن مىدانستم ) :
كانُوا قَليلًا مِنَ الَّليْلِ ما يَهْجَعُونَ » « 2 » محمّد و امير احمد از يك مادر هستند و شايد اين ويژگى موجب آن بود كه آنان همواره در كنار هم و مونس يكديگر باشند . بنابر نوشته مورخان وى از ستم عباسيان ناگزير از هجرت به ايران و فارس شد و در شيراز مخفيانه زندگى مىكرد و در طول اختفا به نوشتن و استنساخ قرآن همّت گمارد و از اجرت آن هزار بنده آزاد كرد و سرانام در شيراز درگذشت « 3 » و قبر او هم اكنون در شيراز در كنار قبر برادرش احمد ، زيارتگاه ارادتمندان است .
حمزه
حمزة بن موسى با كنيه « ابوالقاسم » مردى دانشمند ، صاحب فضل ، بلند مرتبت و مقبول و موجّه نزد عامّه و خاصّه بود . وى - بنا به نقلى - همراه برادرش حضرت امام رضا عليه السلام رهسپار خراسان شد و در خدمت آن حضرت و مطيع اوامر او بود . « 4 » منابع تاريخى ،