بن موسى الرضا عليه السلام هستم . بدانيد او امام و خليفهء بعد از پدرم مىباشد ؛ او ، ولّى خداست و هر دستورى كه مىدهد از سوى خدا و پيامبرش برمن و شما واجب است كه از او پيروى كنيم . » حاظران ، پذيراى سخن وى شده با او از مسجد بيرون رفتند و در حالى كه احمد پيشاپيش آنان حركت مىكرد بر در منزل امام رضا عليه السلام گرد آمدند و با آن حضرت تجديد بيعت كردند . امام رضا عليه السلام براى برادرش دعا كرد . « 1 » احمد همچنان در خدمت و اطاعت برادر بود تا زمانى كه مأمون امام رضا عليه السلام را از مدنيه به مرو احضار كرد و او را وليعهد خود ساخت .
هجرت به ايران
با هجرت اجبارى امام رضا عليه السلام به مرو ، احمد ، همراه جمعى از ياران خود ، رهسپار ايران شد . كارگزار مأمون در فارس با آگاهى از ورود احمد به قلمرو حكومتى وى از شهر بيرون رفت و در هشت فرسخى شيراز در محلى به نام « خان زينان » دو گروه با يكديگر برخورد كردند . جنگ سختى ميان آنان در گرفت . در اين ميان يكى از نيروهاى « قُتْلُغ خان » حاكم شيراز خطاب به ياران احمد گفت : اگر هدف شما رفتن به نزد امام رضا عليه السلام است بدانيد كه او در گذشته است . ياران احمد با شنيدن اين خبر از گرداو پراكنده شدند و جز بعضى از برادران و بستگانش كسى با او نماند .
احمد كه ادامه حركت به سوى خراسان برايش ممكن نبود به سمت شيراز رفت مخالفان ، اورا تعقيب كرده و در محلى كه هم اكنون مرقد اوست به شهادتش رساندند . « 2 »
محمّد
محمد بن موسى ، مكّنى به « ابو ابراهيم » مردى جليل القدر و صاحب فضل و كرامت بود .
وى را به خاطر فزونى عبادت و نمازش « محمّد عابد » مىگفتند . دربارهء روحيّه تهجّد و
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 308 .
( 2 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 48 ، ص 308 .