درس سيزدهم :
قيامهاى علويان
بنى عباس كه به نام علويان و خونخواهى فرزند پيامبر ( ص ) در واقعهء كربلا و مبارزه با فساد حكومت اموى ، خلافت خود را آغاز كردند ، تصور نمىكردند بدين زودى با واكنش علويان و قيامهاى آنان عليه حكومت خويش مواجه شوند . در حالى كه مىبينيم مخالفت خاندان پيامبر ( ص ) به رهبرى محمد بن عبداللَّه بن حسن و برادرش ابراهيم با دومين خليفهء عباسى ، منصور دوانيقى آغاز مىشود و اين بيانگر دروغ بودن شعارهاى نخستين عباسيان و فاصله گرفتن سريع آنان از اسلام و اصول و ارزشهاى آن است .
منصور هر چند توانست قيام محمّد و ابراهيم را سركوب كند و اين دو نواده امام حسن ( ع ) را به شهادت برساند ، ولى هرگز نتوانست پرچمى را كه آنان برافراشتند ، سرنگون و مشعل مبارزهاى را كه برافروختند بىفروغ سازد ؛ چرا كه قبل از آنان اين پرچم به دست اباعبداللَّه الحسين ( ع ) و نوادهاش زيدبن علىبنالحسين ( ع ) برافراشته و با خون آبيارى شده بود و بدين آسانى سرنگون نمىگشت . از اين رو ، در دوران امامت امام كاظم ( ع ) نيز شاهد قيامها و نهضتهاى علويان عليه جنايات و سياستهاى ضددينى عباسيان هستيم .
علويانى كه در اين دوران قيام كردند ، عمدتاً فرزندان و نوادگان امام حسن مجتبى ( ع ) مىباشند . ما در حد گنجايش اين درس به مهمترين قيامهاى آنان اشاره مىكنيم .
الف - قيام حسين بن على
فشار و آزارهاى بيش از حدّ هادى عباسى نسبت به علويان ، آنان را به ستوه آورد و
رجال آزاد و دلير بنىهاشم را به مقاومت در برابر جنايات حكمران عباسى واداشت و آنان را به ميدانهاى نبرد و پيكار كشانيد .