بازتاب دستگيرى « هانى »
انتشار خبر دستگيرى و شايعه قتل « هانى » در سطح شهر كوفه ، بستگان و هواداران او را به عكسالعمل واداشت . « عَمْروبن حَجَّاج » برادر خانم « هانى » « 2 » و بزرگ قبيلهء « مَذْحِجْ » با افراد قبيلهء خود به سوى « دارُالامارَه » حركت كردند و آنجا را به محاصرهء خود در آوردند و تهديد كردند كه از اينجا نخواهند رفت تا انتقام خون « هانى » را بگيرند . « ابن زياد » كه چنين ديد « شُرِيْح قاضى » را مأمور كرد تا پس ازخبر گيرى از « هانى » به ميان مردم رود و به آنان اطمينان دهد كه « هانى » زنده است . اوچنان كرد و آن ساده لوحان زود باور با شنيدن اين خبر پراكنده شدند . « 3 »
قيام « مسلم بن عقيل »
« مسلم » پس از آنكه توسّط فرستادهء مخفى خود به كاخ فرماندارى در جريان وضعيّت دلخراش « هانى » قرار گرفت ، « 4 » ناچار زودتر از موعد مقرّر نهضت خود را آغاز كرد ؛ چون بيم آن مىرفت كه دستگاه حكومت او را نيز مانند « هانى » غافلگير كند . علاوه بر آنكه « مسلم » وظيفهء خود مىدانست كه آن پير مرد انقلابى ، با وفا و دلير را - هر چند به قيمت جانش تمام شود - از چنگال « عُبَيْدُاللّه » برهاند .