فصلهاى پيشين به مواردى از آنها اشاره شد - همه بيانگر نگرش اجتماعى و فعاليتهاى چشمگير فاطمه ( س ) در سطح جامعه است .
2 . سياسى
مسئول بودن انسان در برابر خدا ، پيامبر ( ص ) و جانشينان او و نيز مردم ، ايجاب مىكند كه در برابر حوادث و جريانات پيرامونى خود بى تفاوت نباشد ؛ چه آنكه حركتها و وقايعى كه در حيات بشر پديد مىآيند . هر كدام به نحوى و در شعاعى در سرنوشت آيندهء انسان مؤثرند . در اين ميان هر قدر جايگاه انسان بالاتر و موقعيت او حساستر باشد ، مسئوليتش بيشتر و سنگينتر خواهد بود .
از سوى ديگر ، روح و جهتگيرى اساسى سياست عبارت است از نوع تعامل و روابط متقابل بين مردم و هيئت حاكم و اين مىطلبد كه همهء افراد سياستمدار باشند و نسبت به مسائل پيرامونى خويش كه به سرنوشت آيندهء آنان مربوط مىشود ، در مرحلهء نخست ، شناخت لازم پيدا كنند و در مرحلهء بعد موضع مشخّص اتّخاذ نمايند .
حيات فاطمه ( س ) چه در مكه و چه در مدينه سرشار از وقايع و رخدادهاى مهم فرهنگى ، اجتماعى ، سياسى و نظامى بود و فاطمه ( س ) در همان حال كه از ويژگيهاى لطيف زنانه برخوردار بود و قلبى رئوف و مهربان و تنى خسته ، و انديشه و جسمى مشغول به عبادت داشت ، در همهء اين عرصهها تا آنجا كه وظيفه ايجاب مىكرد حضور داشت .
او زندگى سياسى را از همان دوران خردسالى و در كنار پدر بزرگوار خويش آغاز كرد و در همهء جبهههاى رويارويى رسول خدا ( ص ) با طاغوتهاى