حضرت آمدند و ادعاى فقر كردند ، آن حضرت دستور داد به طور مساوى از بيتالمال به آنها دادند ، امّا يكى از زنها درخواست كمك بيشترى كرد و استدلال نمود كه من از عربم و اين از موالى . آن حضرت فرمود : من قرآن را خواندم و در آن فضيلتى براى فرزندان « اسماعيل » ( عربها ) بر فرزندان « اسحاق » حتى به اندازهء بال پشهاى نديدم . « 1 » اميرمؤمنان عليه السلام در برخورد با مؤمنان و ضعيفان بسيار متواضع و خوشاخلاق بود و بر ستمگران و مستكبران بسيار سخت مىگرفت و درباره آنان فرمود : به خدا سوگند براى گرفتن حق ستمديده از ستمگر از روى عدل و انصاف حكم مىكنم و ستمگر را ( مانند شتر كه حلقه در بينىاش مىكنند و او را مىكَشَنْد ) با حلقهء بينىاش مىكَشَم تا او را به آبخور حقّ وارد سازم ، اگرچه به آن بىميل باشد . « 2 » اميرمؤمنان عليه السلام عدالت را فداى مصلحت نمىكرد و با باندسازى و بستن دهان هابا لقمههاى بزرگ و تبعيض ، مخالف بود . اين روش امام عليه السلام بر عدهاى كه در حكومتهاى قبلى به تبعيض و حيف و ميل اموال مسلمانان عادت كرده بودند ، گران آمد و آنان را به موضعگيرى عليه حكومت نوپاى وى كشاند ، به اين جهت بعضى اشخاص به اصطلاح خيرانديش نزد حضرت على عليه السلام آمده و درخواست كردند كه به بعضى از بزرگان و اشخاص با سابقه ، سهم بيشترى از بيتالمال بدهد تا از شرّ آنها و
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٤٩
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 141 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 136 ، ص 417 .