محبتآميز خود نسبت به آنان نداد و دربارهء آنان فرمود :
اگر سكوت كنند آنان را جزو جماعت خود مىدانيم و اگر لب به اعتراض بگشايند ، با منطق جواب آنان را مىدهيم و اگر بر ضد ما قيام كنند ، به جنگشان مىرويم .
در جاى ديگر خطاب به آنان فرمود :
تا زمانى كه با ما همراه هستيد شما را از داخل شدن در مجامع عمومى منع نمىكنيم و حقوقتان را از بيتالمال قط نمىنماييم و با شما جنگ نمىكنيم ، مگر اينكه شما با ما بجنگيد و بدانيد من طبق فرمان خدا با شما رفتار مىكنم . « 1 »
قيام مسلحانه
خوارج نه تنها نصيحتهاى امام عليه السلام را نپذيرفتند ، بلكه پا را از تبليغ و سمپاشى عليه حكومت فراتر گذارده ، اميرمؤمنان را تهديد به قتل كردند .
« حرقوص بن زهير » و « زرعة البرج الطايى » دو تن از سران آنان پيش امام آمدند و گفتند : از گناهت توبه كن و همراه ما از شهر خارج شو تا با معاويه بجنگيم . امام كه مىدانست جنگ با معاويه تنها به پشتوانه يك گروه افراطى ، كارساز نيست ، فرمود : من شما را از حكميت نهى كردم ، ولى شما نپذيرفتيد و امروز گناه آن را به گردن من مىاندازيد ! اين از ناتوانى در رأى و ضعف تدبير شماست . « زرعه » با بىشرمى گفت به خدا
هامش
( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 335 و 335 .