« ابن كواء » با قرائت اين آيه مىخواست به اميرمؤمنان عليه السلام گوشه بزند كه هر چند سوابق و خدمات تو در اسلام قابل انكار نيست ، ولى با قبول حكميت كافر شدى و اعمال گذشتهات را هدر دادى . امام عليه السلام با شنيدن اين آيه قدرى سكوت كرد تا ابن كواء آيه را تمام نمود ؛ سپس به نماز خود ادامه داد « 1 » امّا ابن كواء باز آيه را خواند . امام عليه السلام دوباره سكوت كرد . پس از چند بار كه وى آيه را تكرار كرد ، امام عليه السلام در جواب او اين آيه را خواند . فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَايُوقِنُونَ « 2 » پس ايستادگى كن كه وعدهء خدا حق است و اعمال كسانى كه يقين ندارند ، تو را سبك و بىخرد نگرداند . « 3 » خوارج با دستاويز قرار دادن آيههاى قرآن و برداشت نادرست از آن درصدد انحراف افكار عمومى بودند . آنان مىگفتند : جامعه به امام احتياج ندارد و بيعت ، مخصوص خدا است . اين گروه جاهل آن قدر از لحاظ بينش دينى ضعيف بودند كه اميرمؤمنان عليه السلام را در رديف معاويه و دار و دستهء او قرار داده ، اعمال آن حضرت را با آنان مقايسه مىكردند . « بلاذرى » در تاريخ خود مىنويسد : گروهى از خوارج نزد اميرمؤمنان عليه السلام
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: رضا رحمتى
ص١٢٧
هامش
( 1 ) - سكوت امام به خاطر دستور قرآن است كه مىفرمايد : هنگامى كه قرآن خوانده مىشود ، به آنگوش فرا دهيد و سكوت كنيد . ( اعراف ( 7 ) ، آيهء 204 . )
( 2 ) - روم ( 30 ) ، آيهء 60 .
( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، خويى ، ج 4 ، ص 123 .