خواست ؛ آن حضرت فرمود : از دستت كمك بجوى و با دستش به خط اشاره كرد « 1 » ( يعنى بنويس ) فردى به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا من سخنان شما را مىشنوم آيا اجازه دارم آنها را بنويسم ؟ - بله ( بنويس ) - چه در حال غضب باشيد يا خشنودى ؟ - بله ، زيرا من در هر دو حال جز حق نمىگويم . « 2 » ولى بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ، امّت با واقعهء تلخى رو به رو شد كه آن منع نقل و نوشتن حديث بود و اين موضوع تأثير بسزايى در پيدايش مذاهب گوناگون و برداشت نادرست آنان از مسائل دينى داشت . ابن أبى مليكه مىگويد : ابو بكر پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان مردم خطبه مىخواند و چنين گفت : همانا شما از رسول خدا احاديثى را نقل مىكنيد و در آن اختلاف مىورزيد « 3 » و پس از شما مردم بيشتر اختلاف مىكنند . پس هرگز حديثى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل نكنيد و هر كس از شما پرسيد بهاو بگوييد : بين ما و شما كتاب خداست پس حلالشرا حلال و حرامش را حرام بدانيد . « 4 » عايشه مىگويد : پدرم احاديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله جمعآورى كرد تا به پانصد حديث رسيد . سپس شبى ديدم در بسترش بسيار مىغلتد . از اين موضوع نگران شدم و با خود گفتم : لابد ناراحتى دارد يا خبر نگران كنندهاى شنيده است . صبح كه شد مرا صدا زد و گفت :
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٢٤
هامش
( 1 ) - سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 146 - 145 ، كتاب العلم ، باب ما جاء فى الرخصة فيه .
( 2 ) - مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 215 .
( 3 ) - آيا اگر مردم احاديثى نظير حديث ثقلين و غدير را از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكردند و با توجه به آنها ، همگان به رهبرىعترت پيامبر خشنود شده و در مقابلشان تسليم مىشدند و مىتوان گفت كه نقل احاديث موجب اختلافات شده است ؟ !
( 4 ) - تذكرة الحفاظ ، امام ذهبى ، ج 1 ، ص 2 - 3 ، دار احياء التراث العربى بيروت .