ولايت امام معصوم ( ع ) ؛
ولايت فقيه ؛
ولايت مؤمنان .
الف . ولايت خدا
كسى كه ولايت فردى را به عهده مىگيرد ، بايد نسبت به امور وى توانا و آگاه باشد و حيات او را تدبير نمايد و در غير اين صورت ولايت او بىمعناست . قرآن اين حقيقت را ضمن مقايسهاى ميان ولايت خدا و خدايان دروغين و ساختگى ، ترسيم مىكند :
اللَّهُ الَّذى خَلَقَكُم ثُمَّ رَزَقَكُم ثُمَّ يُميتُكُم ثُمَّ يُحييكُم هَل مِن شُرَكاكُم مَن يَفعَلُ مِن ذلِكُم مِن شَىءٍ سُبحنَهُ وتَعلى عَمّا يُشرِكون . ( روم : 40 )
خداوند است كه شما را آفريد و بعد روزيتان داد . پس از آن ، شما را مىميراند و سپس زنده مىكند . آيا از شريكان شما كسى هست كه چيزى از آن كارها را انجام دهد . او منزّه و برتر است از آنچه بر او شرك مىورزند .
انواع ولايت خدا :
1 . ولايت تكوينى : كه عبارت است از هر گونه تصرّف غير قابل تخلّف در موجودات . آيات فراوانى مُبيّن اين نوع ولايت است از جمله :
ولَهُ اسلَمَ مَن فى السَّموتِ والارضِ . ( آل عمران : 83 )
. . . و هر كه در آسمانها و زمين است تسليم امر خداست .
سراسر جهان به عنوان جنود الهى در برابر فرمان تكوينى خداوند مطيع و منقادند كه قرآن ، از آن به سجدهء همگانى تعبير مىكند :
ولِلَّهِ يَسجُدُ ما فِىالسَّموتِ و ما فِى الارضِ . ( نحل : 49 )
هر چه در آسمانها و زمين است ، براى خداوند سجده مىكند .
2 . ولايت تشريعى : و آن عبارت است از وضع شريعت و قانون براى ادارهء جوامع . چنان كه نظام آفرينش ، با ارادهء خداوند اداره مىشود روابط اجتماعى بشر هم بايد از او الهام گيرد . از