فتنه و فساد مجوى . نتيجه اينكه : 1 - اموال ، دادههاى خدا به انسان است ، نه دستاوردهاى بشر با توان شخصى و بدون استفاده از منابع و قدرتهاى خدادادى . 2 - ثروت وسيلهء طلب آخرت است ، پس استفاده از آن بايد در جهت كسب آخرت باشد ، نه ابزارى جهت زيادهطلبى و دنياپرستى . 3 - در پى آخرت بودن ، به معناى فراموش كردن نصيب دنيايى نيست ، بلكه بايد سهم خود را از دنيا گرفت . 4 - ثروتهايى كه به دست بشر رسيده است احسان خداست ، نه حاصل استحقاق بشر ، بنابراين بايد همانگونه كه خدا به انسان ثروتمند احسان كرده ، او نيز به ديگران احسان كند . 5 - ثروت بدون كنترل روحىِ ثروتمند ، وسيلهء ناامنى و گسترش فساد مىشود . ديدگاه غيرمؤمن ديدگاه غيرمؤمن به ثروت ، از پاسخ قارون به دست مىآيد : « قالَ انَّما اوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدى » « 1 » گفت : همانا به خاطر علمى كه دارم اينها را به من دادهاند . قارون ( انسان غيرمؤمن ) ثروت را دادهء خدا و احسان او نمىداند ، بلكه آن را نتيجه علم و عمل خود دانسته خود را در خرج و صرف دلخواهِ ثروت آزاد مىبيند .
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: جعفر وفا
ص١١٢
ثروتمندان متديّن از نظر كيفيت جمع مال با افراد بىقيد و بند ، فرق اساسى دارند كه برخى از آنها چنين است :
1 - در فعاليت اقتصادى و كار و معامله ، تكيهگاه اصلى و اميدشان خداست و از او
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) ، آيهء 78 .