زينت داده است . پس آنان سرگردان و نابينا هستند ، و گمان مىكنند آنچه را كه انجام مىدهند نيك است . در نامهات از برخوردت با ايشان نوشته بودى ، تلاش تو و يارانت براى خدا بوده است و پاداش شما را خدا خواهد داد ، و كمترين پاداش خداوند براى مؤمنان بهتر است از دنيايى كه نادانان به سوى آن مىروند ( آنچه در دست شما است به پايان مىرسد اما آنچه را كه نزد خداوند است جاويدان است ، و البته پاداش خواهيم داد صابران را به بهترين گونهاى كه كردهء ايشان اقتضا دارد . ) اما دشمنتان كه با آنان روبرو شديد ، در پستى آنان همين بس كه از رستگارى خارج شدند و در گمراهى سرنگون گشتند و حق را مردود دانستند و به سرگردانى روى آوردند . رهايشان كن با آنچه را كه مىتنند و بگذار آنان كوركورانه سركشى كنند ، امّا بر آنان بينا و شنوا باش . زود باشد كه ببينى آنها يا به اسارت گرفته شده و يا كشته شدهاند . اما تو وياران اجر يافتهات ، به سوى ما بيا كه شما اطاعت كرديد و فرمان برديد و نيكو پيكار كرديد . والسلام . « 1 » ايمان و علاقهء زياد بن خصفه به پيشوا و امام خود على ( ع ) به حدّى بود كه در ميدانهاى نبرد با عزم و ارادهء هر چه بيشتر سران جنايتكار دشمن را شكار مىكرد و به زندگى ننگين آنان پايان مىداد . پس از واقعهء نهروان هانى بن خطاب ازدى و زياد بن خَصَفه در كشتن عبدالله بن وهب ( خارجى ) نزاع داشتند . آن حضرت از ايشان پرسيد : چه كرديد ؟ گفتند : وقتى او را ديديم وى را شناختيم ، هر دو به او حمله برديم و با نيزههاى خود او را هدف قرار داديم . آن حضرت به آن دو فرمود : هر دو قاتل اوهستيد . « 2 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١١٤
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 130 بيروت ؛ الغارات ثقفى ، ج 1 ، ص 336 ؛ بحارالأنوار ، ج 8 ، چاپ سنگى ، ص 567 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 116 .
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 346 .