تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

خود به همراهى 2000 تن كوفه رابه قصد سركوبى آنان ترك كرد . جاريه به ابو مريم رسيد و او رانصيحت كرد و به اطاعت و پيروى از امام ( ع ) فرا خواند و گفت : واى برتو ! آيا راضى شده اى كه با اين بردگان كشته شوى به خداسوگند ! اگر اينان درد شمشير رابچشند تو راتسليم مىكنند . « 1 » ابو مريم بر موضع خود پافشارى كرد تا اينكه اميرمؤمنان ( ع ) به آنجا رسيد و خود به نصيحت آنان پرداخت . ولى سودى نبخشيد آنان به على ويارانش حمله كردند وعده‌اى را مجروح ساختند وجنگ سختى درگرفت . ياران على ( ع ) درنخستين ساعات ، دشمن راتار و مار كردند وجزپنجاه تن‌نجات نيافتند كه از حضرت‌امير ( ع ) امان خواستند و امام ( ع ) امانشان داد . مجروحين شورشيان چهل تن بودند كه اميرمؤمنان ( ع ) فرمود آنان رابه كوفه ببرند ومداوا كنند . « 2 »

شورش عبدالله حضرمى در بصره

با شكست شورشيان بصره وپيروزى سپاهيان امام على ( ع ) نبرد خونين جمل پايان يافت . از آن پس مردم بصره با ا مام ( ع ) بيعت كردند و حضرت ، ابن عباس رابعنوان فرماندار شهر تعيين كرد و خود به كوفه رفت . چندى ازحادثه جمل نگذشته بود كه معاويه به اين فكر افتاد كه به نام انتقام خونهاى ريخته شده درجمل ، آشوبى به پا سازد و شهر بصره راكه به تازگى تسليم فرمان امام ( ع ) شده وآرامش يافته بود ، صحنه درگيرىهاى خونين سازد . از اينرو يكى از مزدوران جنايتكار خود بنام عبدالله حضرمى را برگزيد وبدان شهر اعزام كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 486 .
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 486 ؛ كامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 373 .
( 3 ) . مباحث اين بخش به طور كلى ازكتاب الغارات ثقفى نقل شده است .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 155 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى