تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

ب . حامى امام در صفّين

هنگاميكه امام تصميم گرفت براى پيكار با معاويه به سوى شام حركت كند مهاجرين و انصار را نزد خود فراخواند و پس از حمد و ثناى پروردگار گفت : « ياران راى شما محترم ، خردتان ارجمند گفتارتان راست و كردارتان متين است . من قصد دارم به سوى شام رهسپار شوم و از شما مى خواهم بگوئيد نظرتان چيست . » « 1 » ياران امام يكايك برخاستند و به حمايت از تصميم حضرت سخنانى گفتند تا نوبت به يزيد بن قيس رسيد او نيز ( شوق جهاد خود را ) چنين بازگو كرد : « اى امير مومنان ما از نظر تجهيزات و نيرو آماده ايم و بيشتر افراد ، نيرومند و توانا هستند در ميان آنان مريض و ناتوان ، وجود ندارد . منادى خود را بفرست تا مردم را ندا دهد كه به لشكرگاهشان در نُخَيْلَه « 2 » بروند زيرا برادر جنگ ( يعنى رزمنده ) خسته نگردد و تنبلى بر او نشايد و هر گاه فرصتى پيش آيد بتأخير نيندازد تا بمشورت و رأى زنى پردازد و آن زمان كه جنگ فرا رسد ، امروز و فردا نمى كند . » « 3 »

ج . نماينده نظامى امام به سوى معاويه

پس از نامه نگارى ها و رفت و آمد پيك ها و اتمام حجت امام ( ع ) بر معاويه سرانجام در سال 37 هجرى جنگ صفين آغاز شد . در ابتدا برخوردهاى كوچكى ميان دو لشكر صورت گرفت اما در ماه ذى الحجه گاه در يك روز دوبار درگيرى
هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، نضر بن مزاحم ، ص 92 .
( 2 ) . مُصَغَّرنَخْله مكانىنزديك كوفه كه درمسير كوفه‌به شام قرارگرفته‌است ( معجم‌البلدان ، ج 5 ، ص 278 ) .
( 3 ) . وقعه صفين نضر بن مزاحم ، ص 101 - اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 306 - و ناسخ التواريخ ، سپهر ، ج 1 ، ص 382 ، اسلاميه .