تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

مى شد دو سپاه سرتاسر اين ماه رابه اين ترتيب جنگيدند وقتى كه اين ماه سپرى شد ، يكديگر را به قطع جنگ تا پايان ماه محرم فراخواندند به اين اميد كه ميان آنان آشتى برقرار شود . « 1 » پس از برقرارى آتش بس ، نمايندگان صلح بين دو اردوگاه به رفت و آمد پرداختند حضرت نيز يزيد بن قيس را همراه سه تن ديگر نزد معاويه فرستاد « 2 » ( تا او را اندرز دهند شايد كه او تسليم حق گردد . ) هر يك از آنان سخنانى ايراد كردند . يزيد بن قيس نيز چنين گفت : « ما آمده‌ايم تا آنچه وظيفه است بانجام رسانيم و تو را اندرز داده و بوحدت و دوستى فرا خوانيم تا بدين وسيله با تو اتمام حجت كرده باشيم امام على عليه السلام را مى شناسى و مسلمانان به فضل او آگاهند و گمان ندارم برتو پوشيده باشد كه دينداران و اهل فضيلت ، تو را همتاى على ( ع ) نمى دانند و در مقام مقايسه نيز بر نيايند اى معاويه از خدا بترس و با حضرت على عليه السلام ستيز مكن . ما هرگز ، كسى را با تقواتر و بىتوجه‌تر به دنيا كه تمام صفات نيكو نيز در او جمع باشد مانند او نديده‌ايم . » معاويه در پاسخ آنان گفت : « شما مرابه بيعت و همبستگى با على ( ع ) خوانديد وحدت را مى پذيرم ولى بيعت را هرگز » « 3 » پس از آنكه سخنان نمايندگان امام در روح مردهء معاويه كارساز نيفتاد به نزد حضرت بازگشتند .

هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 196 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 197 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 198 .