تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

مبارزه با حاكم كوفه

بر اثر نارضايتيها و درخواست مردم مبنى بر تغيير استانداران ، خليفه سوم ناگزير استانداران خود را احضار كرد تا با آنان مشورت كند . سعيد بن عاص نيز پيش خليفه رفت « 1 » ( با رفتن او از كوفه ، يزيد بن قيس كه شرايط را مناسب ديد از موقعيت استفاده كرده و باپيشتازى و شجاعت بر ضد حاكم وحكومت وقت قيام كرد ) او به مسجد رفته و گروهى نيز بر گرد او جمع شدند يكى از طرفداران سعيد به مسجد يورش برد يزيد بن قيس خطاب به او گفت : « ما مى خواهيم سعيد را از كار بر كنار كنيم » آن شخص او را از اين كار منع كرد ولى يزيد بن قيس به خانه رفت و بى درنگ نامه اى به تبعيد شدگان نوشت و آن را بوسيله شخصى براى آنان فرستاد . مضمون نامه چنين بود : « . . . پيش از آنكه نامهء مرابه زمين بگذاريد به سوى كوفه حركت كنيد كه مردم شهر با ما همراه شده اند . » « 2 » مالك اشتر با خواندن اين نامه همان هنگام با چندين نفر از ياران خويش بسوى كوفه حركت كرد و ده شب طول كشيد تا بكوفه رسيد و كوفه را تصرّف كرد و بر منبر رفت و خطاب به مردم چنين گفت : « اين سعيد بن عاص كه آمده و گمان مىكند كه باغها و مزارع اطراف شهر ، باغى از بيشه زار قريش است و حال آنكه آنها مال و ميراث شما و پدران شما است . پس هر كس براى خود حقى مى بيند بسوى « جُرْعَه » « 3 » حركت كند . »

هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 333 ، قاهره .
( 2 ) . همان مدرك ، ج 4 ، ص 331 ، قاهره .
( 3 ) . محلى نزديك قادسيه ، بين كوفه و نجف .