ج . اشعارى در مدح سعيد
حجر بن قحطان خطاب به سعيد بن قيس درصفين شعرى به شرح زير سرود : سعيد اى فرزند قيس هلا « 1 » كه بديدار تك سواران دلاور همدان چشمها روشن وخرسند ميشوند . سوارانى باتجربه كه برماده شتران تيز تك كوهان دراز گسترده شانه ، نشستهاند . واستوار باگامهايى نيرومند شنهاى بيابان راباحركت سم هاى خود پيش و پس مى رانند . امير ( ع ) آنان رادربرابر پسر هند - معاويه - وسپاه او آماده كرده است . آه اگرآنروز معاويه از چنگ همدان نگريخته بود نخستين كسى بود كه هلاك مىشد « 2 » درآن روز وهرروز سخت ديگرى خورشيد درنظرش بس تيره و سياه بود . ستايش خداى راكه سواران همدان به گاه دشوارى وسختى ، دژهاى استوار و سنگرهاى مقاومند كه از مردان نيازمند دفاع ميكنند . به امير مؤمنان عليه السلام بگو : هرزمان كه بخواهد ما را بخواند كه ما ، در دامن سختىهابزرگ شدهايم ، ما از مادران ( دريادل ) حمير وكنده شيرخوردهايم ، حمير وربيعه : آن دو طايفه سبك بال ودلاور و قبايل دشمن : عكّ ولَحْم از ترس همانند كنيزكان آلوده وبيمار ، زاريشان به آسمان بلند است . « 3 »