اى مردم كوفه اى اهل فتنه . اى كشندگان عثمان . با شمشير بر شما مىتازم ولى ابوالحسن را نمىبينم . مالك اشتر بر او تاخت و با خواندن اشعارى در نكوهش طرفداران عثمان ، خطاب به آنان چنين گفت : خداوند غم شما را به شادى مبدل نسازد ، و بر شما خفت و خوارى نازل گرداند ، اين را گفت و بر حريف حمله ور شد و او را كشت . « 1 » آن گاه اشتر با شمشير بر سپاه دشمن يورش برد و چنان حملهاى كرد كه شاميان را از كنارهء فرات به عقب راند و اين چنين رجز مىخواند : آنچه در گذشته انجام شده است را ديگر بار به خاطر نياوريد ، چون خداوند است كه مردگان را بار ديگر زنده مىكند . من امروز سپاه خود را به فرات وارد مىكنم ، كه يالهايشان را غبار گرفته يا همهء ما كشته شويم . « 2 »
هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، نصربن مزاحم ، ص 90 .
( 2 ) . وقعهء صفين ، منقرى ، ص 93 .