آن گاه اشتر ، پرچمدار خود حارث را فراخواند و بر سرش بوسه زد و گفت :
امروز جز خير و خوبى چيزى در پيش نداريم . سپس اشتر افراد تحت امر خود را تشويق كرد و به ايشان گفت : جانم فدايتان باد ؛ مانند كسى كه تحت فشار قرار گرفته و اميدوار گشايش است حمله كنيد ، هر گاه نيزهها به سوى شما نشانه رفت در آنها بپيچيد و هر گاه شمشيرها شما را هدف گرفت دندانهايتان را بر هم فشار دهيد ، چون اين كار شما را مصمّمتر مىسازد و با سرهايتان به استقبال دشمن بشتابيد .
رشادتهاى اشتر
آن روز اشتر ، سوار بر اسبى كوتاه و تيره رنگ بود . نبرد بشدّت هر چه تمامتر درگرفت . در آن نبرد ، اشتر هفت تن از افراد سرشناس دشمن را به هلاكت رساند ، و اشعث پنج تن را كشت . شاميان فرار را بر قرار ترجيح دادند و همه از ميدان نبرد گريختند . نام كسانى كه اشتر آنان را كشت از اين قرار است :
1 . صالح بن فيروز عَكّى .
2 . مالك سَلْمانى .
3 . رياح بن عتيك غسّانى .
4 . اجلح بن منصور كندى كه سوار مردِ معروفِ شاميان بود .
5 . ابراهيم بن وَضّاح جُمَحى .
6 . زامل بن عبيدهء حِزامى .
7 . محمد بن روضهء جُمَحى .
اولين كسى كه اشتر در آن روز او را به قتل رساند ، صالح بن فيروز بود . نخست او در مقابل اشتر قرار گرفت و اين چنين رجز خواند :
اى صاحب اسب تيره رنگ ،
اگر مىخواهى به نزد ما بيا ،