او رفت كه به شهادت رسيد و آن يهودى همچنان هماورد مى خواست ابودجانه در حالى كه پيشانى بندش را بسته بود ، به نبرد با او پرداخت و در يك حملهء برق آسا ، هر دو پاى آن يهودى را قطع كرد و پس از آن سرش را بريد و ذره و شمشير او را برداشت و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد . رسول خدا ( ص ) آنها رابه ابودجانه بخشيد . از آن پس كسى به مبارزه بيرون نيامد و رسول خدا ( ص ) دستور حمله به دژ را صادر كرد و مسلمانان تكبير گويان در حالى كه ابودجانه پيشاپيش آنان حركت مى كرد داخل دژ شدند ، و يهوديان فرار كردند . « 1 » بر پايهء روايتى ، حارث را نيز در اين جنگ ، ابودجانه به قتل رساند . « 2 »
و . نبرد وادى القرى
هنگام بازگشت به مدينه ، در بين راه يهوديان « وادى القرى » متعرض نيروهاى اسلام شدند .
رسول خدا ( ص ) نخست آنان رابه اسلام دعوت كرد ، ولى آنان نپذيرفتند . در همين هنگام ، مردى از آنان گام به پيش نهاد و هماورد خواست . زبير به جنگ او رفت و روانه دوزخش ساخت .
مرد ديگرى به ميدان آمد ، او را نيز زبير به دوزخ فرستاد . يكى ديگر از يهوديان هجوم آورد . على ( ع ) او را به قتل رساند . دو جنگاور ديگر حمله كردند كه ابودجانه با هر يك درگير شد و به قتل رساند .
در اين درگيرى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با يهوديان داشت يازده تن از آنان كشته شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 2 ، ص 667 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 654 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 710 .