خليفه راهشدار دادند و درنامهاى به او ، بدعتهاى او را شمرده و او را از عقاب پروردگار ترسانيدند و به او فهمانيدند كه اگر دست از كارهاى خلافش برندارد بر او خواهند شوريد . عمار نامه راگرفت ونزد خليفه آمد ونامه را برايش خواند ولى عثمان باوضع بدى باعمار رفتار كرد وتغييرى در روش خود نداد . « 1 » امامقداد تا آخر عمرخود همواره باروش او مبارزه كرد وهرگز درنماز به او اقتدا نكرد واو رابه لقب « اميرمومنان » نخواند . « 2 »
مقداد از ماست
جوانمردى ، فداكارى واستقامت در راه دين ، ازهمان عصر رسول اكرم ( ص ) از چهرهء تابناك مقداد پيدا بود ، رسول گرامى اسلام كه باديده واقع بين خود به خوبى مقداد را شناخته بود و مى دانست مقداد تا آخرين لحظات عمر وفادار به اسلام وپيروان راستين آن باقى خواهند ماند درحق او جملهاى فرمود كه اگر هيچ فضيلتى را درتاريخ براى مقداد نيابيم ، همين جمله كه دريايى از مطالب درآن نهفته است براى او كافى است :
امام باقر عليه السلام فرمود :
« روزى جابربن عبدالله انصارى درباره سلمان ، ابوذر ، عمار و مقداد از رسول خدا ( ص ) سئوال كرد ، حضرت در مورد هريك از آنان مطالبى فرمود ، تا آنكه در بارهء مقداد چنين فرمود : مقداد از ماست ، خداوند دشمن است باكسى كه دشمن اوست ، دوست است باكسى كه دوست اوست .
جابر مىگويد : از رسول اكرم ( ص ) دربارهء حضرت على ( ع ) پرسيدم ،
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 16 ، نشرتهران .
( 2 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 409 .