بهرانى و بهرائى ) از او ياد كردهاند « 1 » ، به حساب آنكه جد هفدهم او « بهراء » نام داشته و به همين سبب ، به اين خاندان ، قبيله « بهراء » نيز مى گفته اند . و چون در بهراء در درگيرى شخصى با مقداد خونى ريخته شد ، از آنان فرار كرد و به قبيلهءى كِنده « 2 » پيوست و با آنان هم پيمان شد از اين رو گاهى او را « كِندى » مى خوانند . در قبيلهء كنده نيز در اثر درگيرى خونى ريخته شد و مقداد ناگزير به مكه گريخت ، و در آنجا با « اسْوَدِ بن عَبْد يَغُوثِ زُهْرى » هم پيمان شد . و اسود نسبت به مقداد سمت پدرى پيدا كرد . از اين رو مقداد را « مقداد بن اسود » و « مقداد زُهْرى » نيز گفتهاند . اما هنگاميكه اين آيه نازل شد : « هركس را به پدر واقعى خود نسبت دهيد . » « 3 » و او را مقدادبن عمرو خواندند . « 4 »
مقداد از پيشگامان در اسلام
مقداد از افرادى است كه در همان اوائل بعثت پيامبر گرامى اسلام ، به دين اسلام گرويد و در زمرهء هفت نفرى بود كه براى نخستين بار در مكه اظهار اسلام كردند « 5 » از اين رومقداد آزار و اذيت قريش را با كمال شجاعت و مردانگى كه به پيروان و ياران خاص پيامبر اسلام اختصاص داشت ، تحمل كرد و در تمام سختگيرى ها و شكنجه هايى كه براى پيامبر و پيروانش پيش آمد شريك بود .