تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

بهرانى و بهرائى ) از او ياد كرده‌اند « 1 » ، به حساب آنكه جد هفدهم او « بهراء » نام داشته و به همين سبب ، به اين خاندان ، قبيله « بهراء » نيز مى گفته اند . و چون در بهراء در درگيرى شخصى با مقداد خونى ريخته شد ، از آنان فرار كرد و به قبيلهءى كِنده « 2 » پيوست و با آنان هم پيمان شد از اين رو گاهى او را « كِندى » مى خوانند . در قبيلهء كنده نيز در اثر درگيرى خونى ريخته شد و مقداد ناگزير به مكه گريخت ، و در آنجا با « اسْوَدِ بن عَبْد يَغُوثِ زُهْرى » هم پيمان شد . و اسود نسبت به مقداد سمت پدرى پيدا كرد . از اين رو مقداد را « مقداد بن اسود » و « مقداد زُهْرى » نيز گفته‌اند . اما هنگاميكه اين آيه نازل شد : « هركس را به پدر واقعى خود نسبت دهيد . » « 3 » و او را مقدادبن عمرو خواندند . « 4 »

مقداد از پيشگامان در اسلام

مقداد از افرادى است كه در همان اوائل بعثت پيامبر گرامى اسلام ، به دين اسلام گرويد و در زمرهء هفت نفرى بود كه براى نخستين بار در مكه اظهار اسلام كردند « 5 » از اين رومقداد آزار و اذيت قريش را با كمال شجاعت و مردانگى كه به پيروان و ياران خاص پيامبر اسلام اختصاص داشت ، تحمل كرد و در تمام سختگيرى ها و شكنجه هايى كه براى پيامبر و پيروانش پيش آمد شريك بود .

هجرت به حبشه

هامش
( 1 ) . قضاعه جد بيستم و بهراء جدّ هفدهم او بوده است .
( 2 ) . كنده : به كسر كاف نام پدر دودمانى از يمن است كه وى را كنده بن ثور مى خواندند اينكه‌يكى از درهاى مسجد كوفه « باب الكنده » نام دارد گويا از اين رو است كه طوايفى از دودمان كنده در آن حدود ساكن شده بودند ( مجمع البحرين ) .
( 3 ) . احزاب ، آيهء 5 .
( 4 ) . اسد الغابه ، ج 4 ، ص 409 .
( 5 ) . همان مدرك ، ص 410 ؛ مسند ، احمدبن حنبل ، ج 1 ، ص 404 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 122 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى