تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

تافته‌اش را از هم گشود » « 1 » شما سوگند هاتان را وسيلهء فريب قرار داده‌ايد . آيا تاكنون از شما چيزى جز خودستايى و فريبكارى و سينهء پركينه ديده شده است ؟ شما ظاهرى بىروح و پژمرده داريد ، در برابر دشمنان ناتوانيد ، بيعت‌ها را مىشكنيد و پيمان‌ها را تباه مىكنيد . بدانيد كه براى قيامت خود بد توشه‌اى فرستاده‌ايد . شما به غضب خداوند گرفتار خواهيد شد و در عذاب جهنم جاودانه خواهيد بود . آيا مىگرييد ؟ آرى ، به خدا سوگند ، اين سزاى شماست و بايد بسيار بگرييد و اندك بخنديد . شما رسوايى را به جان خريده‌ايد و اين لكهء ننگ هرگز از دامانتان پاك نخواهد گشت . شما فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و سرور جوانان بهشت و پناهگاه نيكان و غمخوار دردمندانتان و نشانه و راهنماى هدايت‌تان را كشتيد . چه گناه زشتى مرتكب شديد ! از رحمت خداوند دور و پيوسته ناكام باشيد ! كوشش هايتان بيهوده و دست هايتان از درگاه خداوند كوتاه باد ! شما غضب خداوند را بر خود خريديد و سرنوشت‌تان با خوارى و ذلّت رقم خورد . واى بر شما ! آيا مىدانيد چه جگرى از محمد پاره كرديد و چه خونى از او ريختيد و چه دخترانى را سوگوار كرديد « هر آينه كارى زشت كرده‌ايد . نزديك است كه آسمان‌ها از آن گشوده شود و زمين بشكافد و كوه‌ها فرو افتد و در هم ريزد » « 2 » [ ننگ ] اين كار زشت و احمقانه شما زمين و آسمان را پر كرده است . آيا اگر از آسمان قطره‌اى باران به زمين نريزد در شگفت خواهيد شد ؟ گرچه عذاب قيامت از اين نيز دردناكتر و رسوا كننده‌تر است ، پس تا وقت هست بجنبيد ، زيرا خداوند را چيزى به شتاب وا نمىدارد و هرگاه بخواهد ، خوانخواهى مىكند ، و پروردگارتان در كمين است . راوى مىگويد : پس از آن زينب خاموش گرديد و مردم حيرت زده شدند و دست پشيمانى بردهان نهادند . پيرمردى را ديدم كه اشك از محاسنش جارى بود و اين شعر را مىخواند :

كُهؤلُهُمْ خَيرُ الْكُهُولْ وَ نَسْلُهُمْ * اذا عُدَّ نَسْلٌ لا يُخيبُ وَ لا يُخْزى « 3 »
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيهء 153 از سورهء نحل .
( 2 ) - اشاره است به آيات از 91 و 92 سورهء مريم .
( 3 ) - پيروان آنها بهترين پيران و فرزندانشان در برابر هيچ نسلى خوار و ذليل نمى شوند ، امالى طوسى ، ج 1 ، ص 90 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 112 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى