يعنى براى سر و تن خودم هنر بذل كردم . شمع هم به او جواب داد :
شمع خنديد كه بس تيره شدم * تا ز تاريكيت ايمن كردم
پى پيوند گهرهاى تو بس * گهر اشك به دامن كردم
تو مىگويى كه من تا صبح گوهرها را به هم دوختم ، ولى اين گوهر اشك من بود كه تا صبح ريخت تا تو توانستى آن گوهرها را در يك رشته بكشى و به گردن خود بيندازى .
خرمن عمر من ار سوخته شد * حاصل شوق تو خرمن كردم
من آن كسى هستم كه تا صبح سوختم و تابيدم تا تو به هدف و مقصدت رسيدى . بعد مىگويد :
كارهايى كه شمردى بر من * تو نكردى ، همه را من كردم « 1 »
ابنسينا قانون ننوشت ، محمد بن زكريا الحاوى ننوشت ، سعدى ذوق خودش را در بوستان و گلستان نشان نداد ، مولوى همين طور ، مگر از پرتو شهدا ، آنهايى كه تمدن عظيم اسلامى را پايهگذارى كردند ، موانع را از سر راه بشريت برداشتند ، آنهايى كه مثل شعلههايى در يك ظلمتهايى درخشيدند و جان خودشان را فدا كردند ، آنهايى كه سراسر وجودشان حماسهء الهى بود ، حقخواهى و حقپرستى بود ، آنهايى كه پرچم توحيد را در دنيا به اهتزاز درآوردند و مستقر كردند ، آنهايى كه منادى عدالت بودند ، منادى حريّت و آزادى بودند . ما و شما كه اينجا نشستهايم مديون قطرات خون آنها هستيم ، مديون حماسههاى آنها هستيم .
حسينبن على سراسر وجودش حماسه است .
كليد شخصيت افراد
روانشناسها ، خصوصاً كسانى كه بيوگرافى مىنويسند ، كوشش مىكنند براى روحيهها يك كليد شخصيت پيدا كنند . مىگويند شخصيت هر كس يك كليد معين دارد ؛ اگر آن را پيدا كنيد سراسر زندگى او را مىتوانيد توجيه كنيد . البته به دست آوردن كليد شخصيت افراد خيلى مشكل است ، خصوصاً شخصيتهاى خيلى بزرگ . عباس محمود عَقّاد ، دانشمند متفكر
هامش
( 1 ) . ديوان پروين اعتصامى ، چاپ هفتم ، ص 163 .