تلاشهاى امام حسن عليه السلام پس از امضاى صلحنامه
امام مجتبى عليه السلام پس از امضاى صلحنامه نيز با تمام وجود از حقّانيت اهل بيت عليهم السلام و اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله دفاع كرد . « 1 » امام عليه السلام پس از بيانات ديكتاتور مآبانه معاويه در كوفه ، سخنرانى كرد . ضمن بيان حقّانيت خويش ، ويژگىهاى يك حاكم جائر و ستمگر را بيان داشت و بهطور كنايه روش معاويه را ستمگرانه معرّفى نمود . امام عليه السلام فرمود : « مردم ! زيركترين زيركها فرد با تقوا و پرهيزكار ، و بىخردترين بىخردان زشت كار و خيانتكار است . اگر شما بين جابلقا و جابرصا ( شرق و غرب ) بگرديد كسى كه جدّش رسول اللّه باشد جز من و برادرم حسين پيدا نخواهيد كرد . مىدانيد كه خداوند شما را بهوسيلهء جدّم محمّد صلى الله عليه و آله هدايت كرد و از گمراهى نجات داد . خوار بوديد عزيزتان كرد ، و اندك بوديد افزونتان ساخت . و مىدانيد كه معاويه بر سر حقّى با من به نزاع پرداخته كه از آنِ من است نه او ، ولى من مصلحت امّت را در نظر گرفتم . قرارداد صلح را پذيرفتم . . . خليفه كسى است كه مطابق كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله عمل مىكند ، خليفه آن نيست كه با مردم رفتارى ستمگرانه داشته باشد . چنين شخصى پادشاهى و سلطنتى بهدست آورد . و مدت كوتاهى از آن بهرهبردارى مىكند سپس لذّتهاى آن از بين رفته و زحمتهايش بر جاى مىماند . » « 2 » امام عليه السلام با اين بيانات فهماند كه كنارهگيرىاش به معناى استعفاى از خلافت و معرّفى جايگزين نيست ، بلكه هنوز هم خود را محقّ مىداند ، امّا بهخاطر مصالح مسلمانان از حق خود صرفنظر نموده است و تلويحاً ستمگرى معاويه را نيز بيان كرد . امام حسن عليه السلام با انحرافاتى كه از ناحيه بنىاميّه ايجاد مىشد در حدّ توان مبارزه مىكرد ؛ از جملهء آنها ، مبارزه حضرت عليه السلام با جبرگرايى است كه معاويه مروّج آن بود و