تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

امام عليه السلام وقتى از تجاوز معاويه به قلمرو حكومت اسلامى مطّلع شد ، اعلام جهاد كرد و حجر بن عدى را جهت اعلام فرمان جهاد به‌سوى فرمانداران و كارگزاران فرستاد و خود در كوفه به بسيج مردم پرداخت . « 1 » حقوق سپاهيان خود را نيز دو برابر نمود تا آمادگى دفاعى داشته باشند . « 2 » اما فرمان عمومى جهاد از طرف امام عليه السلام ( به‌خاطر همان مسائلى كه قبلًا يادآور شديم ) پذيرفته نشد . لذا آنها را ملامت كرد و فرمود : « چه رفتار زشتى ! چرا به پيشوا و فرزند پيامبرتان پاسخ نمىدهيد ؟ . . . مگر از خشم خدا نمىترسيد و از ننگ و عار انديشه نداريد ؟ ! » « 3 » عدّه‌اى از مردم چون سخنان حضرت عليه السلام را شنيدند حركت كردند و به « نخيله » رفتند و ده روز در آنجا ماندند . در اين مدت تنها چهارهزار نفر گرد آمدند . تلاش‌هاى بعدى امام عليه السلام براى جمع‌آورى نيرو چندان مفيد واقع نشد . و با نيروهاى موجود خود را براى جنگ آماده ساخت و هنگامى كه معاويه پيشنهاد صلح داد امام عليه السلام مخالفت كرد و در سخنرانى خود به مردم فرمود : « الا وَ انَّ مُعاوِيَةَ دَعانا لِامْرٍ لَيْسَ فيهِ عِزٌّ وَ لا نَصَفَةٌ فَانْ ارَدْتُمُ الْمَوْتَ رَدَدْناهُ عَلَيْهِ وَ حاكَمْناهُ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِظُبْىِ السُّيُوفِ وَ انْ ارَدْتُمُ الْحَياةَ قَبِلْناهُ وَ اخَذْنا لَكُمُ الرَّضى » « 4 » بدانيد معاويه ما را به امرى ( صلح ) دعوت كرده كه در آن نه عزّتى براى ما و شما وجود دارد و نه ذرّه‌اى رعايت انصاف شده است ، پس اگر از مرگ هراسى نداريد آن را به‌سوى او بازگردانده و او را با شمشيرهاى برّان به حكم خدا فراخوانيم و اگر در پى زندگى هستيد ما هم قبول مىكنيم و رضايت شما را فراهم مىآوريم .

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 21 ؛ انساب‌الاشراف ، ج 3 ، ص 32 .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 181 .
( 3 ) - انساب‌الاشراف ، بلاذرى ، ج 3 ، ص 32 .
( 4 ) - الكامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 446 ؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 21 .